اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «فناء ذاتی» و نسبت آن با «عین ثابت» در حکمت و عرفان می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره ماهیت و فناء آغاز شده و با استناد به آیات قرآن، به‌ویژه آیه تجلی بر کوه، نشان داده می‌شود که فناء به معنای نابودی هویت خارجی نیست، بلکه به معنای انکشاف حقیقت ولایی و برداشته شدن حدود ماهوی است. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس، چگونگی فناء در فعل و صفت تبیین می‌گردد تا روشن شود که چگونه موجودات در عین دارا بودن هویت و فعل مستقل، در اراده و مشیت الهی فانی هستند. این جلسه با تأکید بر اینکه فلسفه راهی برای پرده‌برداری از حقایق عرفانی است، به این نتیجه می‌رسد که فناء نه یک امر اعتباری، بلکه یک حقیقت شهودی است که در تمام مراتب وجود جاری است.

حقیقت فناء ذاتی و تجلیات الهی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «فناء ذاتی» و نسبت آن با «عین ثابت» در حکمت و عرفان می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره ماهیت و فناء آغاز شده و با استناد به آیات قرآن، به‌ویژه آیه تجلی بر کوه، نشان داده می‌شود که فناء به معنای نابودی هویت خارجی نیست، بلکه به معنای انکشاف حقیقت ولایی و برداشته شدن حدود ماهوی است. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس، چگونگی فناء در فعل و صفت تبیین می‌گردد تا روشن شود که چگونه موجودات در عین دارا بودن هویت و فعل مستقل، در اراده و مشیت الهی فانی هستند. این جلسه با تأکید بر اینکه فلسفه راهی برای پرده‌برداری از حقایق عرفانی است، به این نتیجه می‌رسد که فناء نه یک امر اعتباری، بلکه یک حقیقت شهودی است که در تمام مراتب وجود جاری است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت فناء ذاتی و تجلیات الهی

2
  • این قضیۀ عین ثابت به‌عنوان یک واقعیتى که آن واقعیت ـ همان‌طورى‌که عرض کردیم ـ در عین وجود خود، حیثیت فناء ذاتى را دربر دارد و این حیثیت فناء ذاتى مانند حیثیت فناء ذاتى همۀ موجودات است و فقط اختصاص به انسان ندارد و بر این مسئله هم ادلۀ شهودى و قلبىِ این مطلب و هم روایات و آیات قرآن در این قضیه و هم آن حجج حِکَمیه نسبت به این مسئله به‌خوبى مى‌توانند از عهده بربیایند که همۀ اشیاء در عین ثبوت و تحقق خودشان و همان هویت خارجى خودشان، در همان لحظه و در همان وقت اینها متحقق به فناء ذاتى هستند! اگر قائل بشویم بر اینکه در مسئلۀ عین ثابت اشکال هست و ما در اینجا فناء فعل و فناء صفت را جایز بشماریم این اشکال در خود آنجا هم خواهد آمد، زیرا در مسئلۀ فناءِ فعل یا فناء صفت ـ این مسئله خیلى جاى تأمل دارد! ـ در اینجا اثبات موجودیت براى یک ظهور و براى یک مَظهر شده است! و در عین اثبات موجودیت براى آن فعل، درعین‌حال، آن ماهیت آن فعل خارجى از آن حدود و قیودى که براى آن فعل تشکیل شده است برداشته مى‌شود و صرف هویت خارجى باقى مى‌ماند، هویت خارجى قابل ازبین رفتن نیست!

  • معنای تجلی در آیۀ شریفۀ ﴿فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُۥ لِلجَبَلِ جَعَلَهُۥ دَكّا﴾

  • افرادى که قائل به فناء ذاتى هستند، نفس آن هویت خارجى را که مضمحل‌ و معدوم و منتفى نمى‌دانند، آن شخصى که داراى خصوصیت و اتّصاف به فناء ذاتى است این‌طور نیست که به‌محض اینکه به فناء رسید دیگر شما او را نبینید! تابه‌حال در مقابل شما نشسته بود ولى همین‌که الآن تجلى به او شد؛ ﴿فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُۥ لِلۡجَبَلِ جَعَلَهُۥ دَكّٗا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقٗا﴾1 وقتى که این تجلى مى‌شود، این‌طور نیست که ازبین برود و شما دیگر چیزى را نبینید! معنای ﴿جَعَلَهُۥ دَكّٗا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقٗا﴾ این نیست که آن کوه یک‌مرتبه تکه‌تکه شد و هر سنگش به یک جا رفت! این تجلى به معناى انکشاف حقیقت ولایى آن مشیت پروردگار بر همۀ موجودات است، به‌نحوى‌که حقیقت ﴿وَعَنَتِ ٱلۡوُجُوهُ لِلۡحَيِّ ٱلۡقَيُّومِ وَقَدۡ خَابَ مَنۡ حَمَلَ ظُلۡمٗا﴾2 در اینجا تجلى براى جبل روشن مى‌شود این‌طور نیست که جبل تکه‌تکه بشود فرض کنید کوه دماوند که الآن در اینجا به این عظمت هست وقتى که تجلى بشود، تمام سنگ‌ها همه پراکنده بشوند و شما یک زمین مسطح ببینید. این‌طور نیست! شما الآن آن عظمتى که براى کوهِ دماوند قائل هستید، وقتى که تجلى به آن کوه مى‌شود یعنى تجلى به قلب شما شده است! وقتى آن تجلى بشود، خواهید دید که آن کوه معدوم است و غیر از آن نمایى که براى شما تابه‌حال در ذهن و در قلبتان تصویر داشتید، هیچ هویت خارجى نداشته [است] لذا در همان وقت تجلى هم شما مى‌توانید از کوه دماوند بالا بروید و در حین بالا رفتن از کوه دماوند این تجلى بشود و این حقیقت براى شما جلوه پیدا بکند.

    1. . سوره اعراف (7) آیه 143. اللَه شناسی، ج 1، ص 315:
      «پس هنگامى كه پروردگارش به كوه تجلّى كرد، آن را خرد ساخت و موسى هم مدهوش بر روى زمین افتاد.»
    2. . سوره طه (20) آیه 111. مهر تابان، ص 245:
      «وجهه‌ها و شخصیت‌ها در برابر خداوند زنده و قیّوم خوار و زبون‌اند؛ و حقّاً کسی که بار ستم بر دوش کشد زیان‌کار است.»
/ 380