
جلسه ۷۴۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بیان آخوند از حقیقت مثل 22/1/1433
جلسه ۷۴۹
7لذا داریم: شیء لا كالأشیاء عنوان شیء یعنی ما یشاء ما یشار. چیزی كه خواست به آن تعلق میگیرد، اشاره به او تعلق میگیرد، منتها در اینجا اشاره به یك امر خاص تعلق نمیگیرد، چون در خود نفس اشاره هم آن حقیقت بسیط الحقیقهای و بالصرافهای در آنجا خودش نهفته است. در آنجا بنده عرض كردم در مسئله ماهیت، وجود هست. این وجود شكل پیدا میكند. آب هست، این آب شكل پیدا میكند: تبدیل به یخ میشود. نه این كه یخ از خارج میآید. این حدود یخ از خارج میآید بر آب، ما این را بر میداریم با یك مهر میزنیم در آب، این آب میشود یخ؛ نه. خودِ یخ، این آب میشود یخ. خودش، خودش. از خارج چیزی به آن اضافه نمیشود خود این آب تبدیل میشود به بخار. خود این آب تبدیل میشود به برف. خود این آب تبدیل میشود به مایع سیال. خود شیء. یعنی چیزی چیزی جدای از او نیست. پس این ماهیت، عبارت است از نفس الوجود. نفس الوجود متشكل بشكل خاص. پس چی شد؟ چیزی خارج نیست!
این مسئله تبدل وجود به موجود را اگر ما دقت بكنیم، اینجا به دردمان میخورد، به دادمان میرسد. یعنی همان قضیه را ببینید ما قشنگ راحت آوردیم جلو. میآوریم جلو، میآوریم جلو، همان كیفیت تصور ماهیت، و تصور عینیت او با وجود. این كیفیت تصور را، ما تحقق ببخشیم در ذهن خودمان، آن وقت مسئله فناء مثل آب خوردن حل میشود. یعنی این همه بحثهای علامه و فرض كنید كه علمین و مرحوم علامه و مرحوم والد رضوان الله علیهما همه اینها خیلی سلیس خواهند شد. و خیلی سریع الفهم و سریع الهضم اینها میشود!
وقتی كه بحث ـ حالا بحث از فناء ذاتی این در چیز میماند. ـ اینها كه عرض كردم همه برای این است كه ما مثل افلاطونی را با این تقریری كه بنده عرض میكنم، این كیفیت مطلب را برسانیم. و الّا كلام مرحوم میرداماد نسبت به این مسئله وافی هست. با یك مختصر اختلافاتی كه حالا من عرض كردم حالا با حسن ظن بخواهیم به كلام ایشان نگاه كنیم، میتوانیم از آن اختلافات صرف نظر كنیم.
