
جلسه ۷۴۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بیان آخوند از حقیقت مثل 22/1/1433
جلسه ۷۴۹
5خب صحبت در اینجا این است كه كسی كه قائل به فناء هست، فناء در همه مراتب را باید قائل باشد. فناء در فعل، فناء در صفت، فناء در اسم كه همان جنبه ذات آن قضیه است. یا اینكه حالا به یك عبارت، ما فناء در اسم را باز از فناء در ذات برایش یك افتراقی قائل بشویم. این خیلی چیز نیست، این قلیل المؤنه است در این مسئله.
علی كلّ حال، در قضیه فناء در فعل، یا فناء در اسم كه این قابل قبول برای همه أعاظم و بزرگان هست، در آنجا مبحث هم به این كیفیت و اشكال قابل طرح است كه اگر فعل را شما یك فعل معدوم میدانید و بعد قائل به فناء هستید، كه چیزی در اینجا فانی نشده كه بخواهید راجعش بحث از فناء و غیر فناء بكنید.
اگر برای شیء، یك هویت خارجی قائل هستید كه عبارت از فعل باشد، چگونه با وجود حفظ حدودِ آن هویت خارجی قائل به فناء هستید؟
فناء عبارت است از برداشتن حدود و برداشتن ماهیت. الآن فرض بكنید كه شما یك چایی تلخ و داغ در جلوی شما هست خب از این طرف هم یك حبه قند در اینجا گذاشتهاید، كی این حبّه قند فانی میشود؟ الآن هم چایی برای خودش یك هویت دارد، میخواهید بخورید میبینید لبتان را میسوزاند، تلخ است، و خب عادتی به چایی تلخ ندارید، باید شیرین كنید، از آنطرف قند در اینجا دارای یك هویت خارجی است، سفید است، مكعب است، دارای وزن است، دو گرم، سه گرم، چند گرم وزن این قند است. این فناء وقتی برای این قند حاصل میشود، كه این را شما بردارید و بعد در اینجا بیندازید. تازه این در اینجا فناء اصلی نیست. زیرا كه حقیقت خود را به شكل دیگری حفظ كرده. چایی شیرین شده. بحث فناء این است كه حتی شما وقتی قند را در این استكان چایی بریزید، شیرینی هم باقی نماند. آنوقت این فناء واقعی تحقق پیدا كرده. حتی شما یك قطره آب را هم كه اضافه كنید به این چایی، باز در اینجا آن فناء انجام نشده. این چایی به اضافه قطره آب شده. در حالی كه بحث ما در فناء این است كه هیچ اثری از آن شیء محدود در اینجا باقی نماند!
