
جلسه ۷۴۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بیان آخوند از حقیقت مثل 22/1/1433
جلسه ۷۴۹
4پس بنا بر این، این مسئله فناء ذاتی هنوز آن طور كه باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته. و خیلیها اصلا تصورشان یك تصور دیگری است. خب آنها كه البته اطلاعی از فلسفه ندارند و هیچ نمیفهمند، مثل اینهایی كه یك صفحه فلسفه و عرفان نخواندهاند و میآیند همه را كافر و مرتدّ و اینها قرار میدهند. خب بابا برو بخوان و بعد بیا! انقدر حرف زیادی نزن. خب به آنها كه كاری نداریم.
اما آنهایی كه واقعا اهل فلسفه هستند، آنها هم در مسئله فناء ذاتی قضیه برای ایشان آسان نیست. مسئله یك مسئلهایست كه بر میگردد به ادراك شهودی. یعنی هرچه ما این مطالب را بخوانیم و بحث كنیم تا وقتی كه این حقیقت مسئله ملموس نشود، خود بنده هم عرض میكنم به همین كیفیت منتها حسن قضیه در این است كه بنده از آثار و خصوصیات و تجربیاتی كه با این بزرگان داشتم، تا حدودی میتوانم بگویم كه به این كیفیت قابل تصویر است. ولی نه اینكه به این نحوه و به این راحتی باشد. در جای دیگر هم همانطوری كه بنده عرض كردم هیچ مسئله عرفان نظری نیست، الّا اینكه در فلسفه میتواند برای او دلیل پیدا كرد. و اینكه میگویند فلسفه نمیتواند راه به مسائل عرفان ببرد به نظر بنده قابل قبول نیست!!
فلسفه حقیقتی و واقعیتی جز پرده برداری و انكشاف حقائق خارجی ندارد. و آن حقیقت خارجی قابل تغییر و تبدل نیست كه در یك مرتبه بتوان با مبانی عرفان نظری و شهود آن را به اثبات رساند، و در همان مرتبه دیگر، با مسائل و مبانی عقلانی نتوان آن را به منصه ظهور رساند. نه، اگر از واقعیت خارجی بدون جهت اعتبار صحبت میشود، فلسفه در آنجا راه دارد. و اگر مبحث، مبحثِ اعتبار است، كه اصلا نه عرفان و نه مبانی حكمت در آنجا نمیتوانند اظهار نظری كنند و بحث میرود در عالم اعتبارات.
