
جلسه ۷۴۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بیان آخوند از حقیقت مثل 22/1/1433
جلسه ۷۴۹
2اما اگر این قضیه عین ثابت، به عنوان یك واقعیتی كه آن واقعیت ـ همانطوری كه عرض كردیم، ـ در عین وجود خود، حیثیت فناء ذاتی را در بر دارد. و این حیثیت فناء ذاتی مانند حیثیت فناء ذاتی همه موجودات است. و فقط اختصاص به انسان ندارد. و بر این مسئله هم ادله شهودی و قلبی و هم روایات و آیات قرآن و هم آن حجج حكمیه نسبت به این مسئله به خوبی میتوانند از عهده بر بیایند. كه همه اشیاء در عین ثبوت خودشان، و تحقق خودشان، و همان هویت خارجی خودشان، در همان لحظه، و در همان وقت، اینها متحقق به فناء ذاتی هستند!
اگر ما، قائل بشویم بر اینكه در مسئله عین ثابت اشكال است، و فناء فعل، و فناء صفت را ما در اینجا جائز بشماریم، این اشكال در خود آنجا هم خواهد آمد. زیرا در مسئله فناءِ فعل، یا فناء صفت ـ این مسئله خیلی جای تأمل دارد ـ در مسئله فناء فعل یا فناء صفت، در اینجا اثبات موجودیت برای یك ظهور و برای یك مظهر شده است! و در عین اثبات موجودیت برای آن فعل، در این حال، آن ماهیت آن فعل خارجی، از آن حدود و قیودی كه برای آن فعل تشكیل شده است، برداشته میشود و صرف هویت خارجی باقی میماند. هویت خارجیای كه قابل از بین رفتن نیست!
افرادی كه قائل به فناء ذاتی هستند، نفس آن هویت خارجی را كه مضمحل و معدوم و منتفی نمیدانند. آن شخصی كه دارای خصوصیت و اتّصاف به فناء ذاتی است، اینطور نیست كه به محض اینكه به فناء رسید، دیگر شما او را نبینید! تا به حال در مقابل شما نشسته، ولی همین كه الآن تجلی به او شده، فَلَمَّا تَجَلَّة رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکا وَ خَرَّ مُوسة صَعِقاً، وقتی كه این تجلی میشود، اینطور نیست كه از بین برود و شما دیگر چیزی را نبینید. جَعَلَهُ دَکا وَ خَرَّ مُوسة صَعِقاً، معنایش این نیست كه آن كوه یك مرتبه تكه تكه شد، و هر سنگش یك جا رفت!
