
جلسه ۷۴۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بیان آخوند از حقیقت مثل 22/1/1433
جلسه ۷۴۹
19این مال اوائل راه بود. اوائل یعنی حالا آن اوائل به حساب آنها، به حساب ما كه اصلا به خواب هم ما این چیزها را نمیبینیم. درست شد؟ حال امیرالمؤمنین در اواخر این نبود كه تیر در بیاورند نفهمد. نه، اتفاقا خیلی هم دردش هم میآمد. كاملا هم احساس میكرد.
در كربلا هم همینطور بودندها. در اصحاب امام حسین علیهالسلام كسانی بودند كه لا یمسّون ألم الحدید. احساس نمیكردند. تیر میزدند، نمیفهمیدند. اینها همین در حال فناء بودند. ولی خود اصحاب دیگرِ خود حضرت كه آنها جنبه خودِ بقاء داشتند. و خودِ اطرافیان و خود حضرت، نه، اینها درد را احساس میكردند. خب احساس نكنند كه هیچی دیگر دیوار است دیگر. مثل آدم بیهوش را كه شما چاقو بهش فرو كنید!
آدمی كه سِر كنید! دیگر تأثیر ندارد. چیزی نمیفهمد. نه، اینها واقعا احساس میكردند و حتی ـ این را هم بگویم ـ تاثیر احساس الم این افراد، از احساس الم افراد عادی بسیار بالاتر است. یعنی حتی در نقطه بروز و ظهورِ آن فعل و صفت در خارج، برای شخصی كه بقاء پیدا كرده، برای آن، آن احساس از احساس افراد عادی بالاتر است. عاطفهاش بیشتر است. محبتش بیشتر است. تعلقات، ممكن است تعلقات بیشتر باشد. آن احساس تعلقی كه میكند. یعنی در عین ارتباط با پروردگار یك همچنین مسئلهای هست. و احساس تألّمش احساس بیشتری است. یعنی ما اگر یك مقداری تحمل كنیم، مثلا تحملی كه او میكند، ما نتوانیم مثلا تحمل كنیم. او بیشتر این قضیه برایش خلاصه ظهور و اینها پیدا میكند. (خب این به اصطلاح مطلبی بود كه حالا آن مسائل باشد برای یك روز دیگر. میخواستم به جای این چیز یك چند مطالبی را خدمت رفقا عرض كنم كه حالا دیر نمیشود.)
بله، این عین ثابت، به همین كیفیتی است كه به اصطلاح عرض شد. یعنی این مُثُل افلاطونی، مثال افلاطونی در اینجا این است مسئله. یعنی یك حقیقتی كه آن حقیقت، یك واقعیتی است كه آن واقعیت، در همه افراد و در همه مصادیق، آن حقیقت ساری است؛ نه اینكه آن در یك نقطه خاص باشد و در آن نقطه خاص به عنوان نقطه أعلی آن حقیقت وجود داشته باشد و هیچ ارتباطی به پایین نداشته باشد. حالا اگر یك ابهامی هم چیزی بود باز انشاءالله فردا.
