اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۴۹

18
  •  پس بنا بر این فنائی نیست، همانطوری كه عرض كردم جز انكشاف! فَلَمَّا تَجَلَّة رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکا، این فناست. كه آن حقیقت و هویت ذاتی خودش را با تجلی از دست می‌دهد. اینی كه از دست می‌دهد نه این‌كه از دست نداده. از اولش نداشته! برای موسی از دست می‌دهد. برای آن افراد از دست می‌دهد. منتها موسی دارای قدرت بوده، دارای این قوت بوده، توانسته این را درك بكند، ولی آن افرادی كه آنجا بودند، غش كردند و افتادند و نمی‌دانم وخر موسی صعقاً حالا اون خیلی قوی بوده. برای آن افرادی كه دارای آن استعداد هستند و آن آمادگی را دارند این تجلی هست بدون این‌كه آن‌ها این حالات را پیدا بكنند!

  •  أمیرالمؤمنین علیه السلام در دوران عمر خودشان هم یك همچنین تجلیاتی داشته‌اند. لذا شب‌ها وقتی مناجات می‌كردند و این‌ها، داریم كه حضرت آمد دید ـ ابو درداء بود ـ آمد دید حضرت تغییر كرده‌اند و در نخلستان بود و خلاصه رفت به حضرت زهراء گفت، گفت: بابا این كار هر شب علی هست. این كار هر شبش است. ولی همین حالت را حضرت در اواخر عمر نداشتند. این مال چی است؟ این مال همان سعه وجودی است. كه این سعه وجودی وقتی واسطه در ربط پیدا می‌كند، آن از نقطه نظر فیزیكی هم مستعدّ می‌شود برای آن جاذبه‌ها و برای تجلیات ذاتیه. ولی چون هنوز به مرتبه وساطت نرسیده، نه، این می‌آید و به واسطه قدرت و به واسطه حدّت و شدّتش، می‌آید و آن نفس را به اختیار می‌گیرد و به واسطه اختیار گرفتن تأثیر روی بدن می‌گذارد و بدن را تحت تاثیر قرار می‌دهد. لذا حال أمیرالمؤمنین در آن وقتی كه تیر از پایش درآوردند و نفهمید پایین‌تر بود از آنوقتی كه در نماز فرض كنید كه اگر كسی اگر یك سوزن هم فرو می‌كرد دردش می‌آمد!

  •  حالا ما خیال می‌كنیم آن بالاتر است! علی چه نمازی می‌خواند! تیر از پایش در می‌آوردند نمی‌فهمید.