
جلسه ۷۴۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بیان آخوند از حقیقت مثل 22/1/1433
جلسه ۷۴۹
17این شمشیر روی سر خود متوكل آمد. حالا دیگر بله ... دیگر من گفتم یك چیزی!
علی كلّ حال این مسائل استقلالی واینها را ما داریم استقلال فرض میكنیم. این در واقع استقلال نیست. درست؟ یتوفاکم الملائکه یعنی اینها فعلشان میشود چی؟ فعل ملك الموت. فعل ملك الموت هم میشود چی؟ فعل الله. پس الله یتوفی الأنفس حین موتها. تمام شد. یك اراده بیشتر نیست و آن اراده، اراده پروردگار است. میآید در نفس ملك الموت و میشود دوتا. من میخواهم بهش میگویم بكن، نه، اینطوری نیست! من میخواهم و میشود! یتوفیکم ملک الموت یعنی همان اراده میآید و در آنجا قرار میگیرد. همان اراده میآید و در آن مسیر واقع میشود. این میشود معنا، معنای فناء در فعل!
همین مسئله را شما در فناء صفت انجام بدهید. فناء در صفت هم چی؟ تمام اوصاف همه اینها در عین ظهورشان میشود چی؟ میشود فانی.
همین مسئله را هم شما در مورد مسئله فناء در صفت ... فناء در صفت هم میشود در عین وجود صفت خارجی، در عین او میشود فانی در صفت خدا. فناء در صفت هم معنایش همین است دیگر. پس چرا ما باید سراغ فناء در ذات برویم. این بحث فناء در ذات فقط اختصاص به ذات ندارد. هم در فناء در صفت میشود، هم در فناء در فعل میشود. میرود در آنجا. این قضیه را بعد شما در فناء در ذات هم حساب كنید. پس در عین اینكه تمام اشیاء، اینها وجود خارجی دارند و از آنها فعل صادر میشود و آنها دارای صفت هستند و صفت و نعت آنها ظهور پیدا میكند، در عین اینكه آنها در نفس فعلیتشان و در نفس فعلیتشان فانی در فعل و نعت خدا هستند، به مصداق همین آیه، همینطور ذات آنها هم همین قسم است. در عین اینكه آنها الآن دارای ذات هستند، در عین اینكه ... پس ما اصلا نیاز به عین ثابت و این مسائل اصلا نداریم! كه آن عین ثابت بخواهد از بین برود و بخواهد باشد و آن عین ثابت در عین محدودیت خودش چگونه در آن لا حدّی میتواند جا باز بكند، اصلا نیاز به این بحثها نداریم! نفس خود ذات انسان، كه همان حقیقت ثابت اوست، همین ذات انسان نفسش میشود چی؟ میشود فانی در آن ذات و فانی در آن حقیقت وجودی بحت و بسیط پروردگار. این، مسئله به این كیفیت دیگر قابل برای تصور است!
