اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۴۹

14
  •  ما نگاه به أمیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌كنیم: از توی منزل، می‌خواهد به مسجد بیاید، خودش هم زود زود دارد می‌گوید كه امشب شب شهادت من است، امشب شب ضربت خوردن من است، امام حسن و امام حسین علیه‌السلام می‌گویند با شما بیاییم مسجد، می‌گوید نه برای چه می‌خواهید بیایید؟

  •  مگر این‌ها امام ما نبودند؟ مگر این‌ها امامان ما نبودند؟ خودش می‌رود قاتلش را بیدار می‌كند! بلند شو بلند شو نماز بخوان دارد نمازت قضا می‌شود! بلند شو كه می‌دانم چه در دل و چه در سرت هست كه می‌خواهی ... كه اگر اقدام كنی آسمان‌ها چه می‌شوند و زمین چه خواهند شد ... عالم دگرگون خواهند شد. درست شد؟ همه آثار و علائم همه حكایت از این می‌كند یك واقعه‌ای امشب در شرف تكون است. بلند می‌شود راحت می‌آید می‌رود اذان می‌گوید، اذان صبح می‌گوید، می‌رود بالای مأذنه اذان می‌دهد، می‌آید می‌رود نماز می‌خواند، نافله فجر را می‌خواند، در همان مسئله كه باید اتفاق بیفتد، اتفاق بیفتد. حالا ما چكار می‌كنیم؟ چی است قضیه؟ این‌ها همه‌اش به خاطر چی است؟ به خاطر این است كه ما از قضیه پرتیم. از مسئله پرتیم. ما خدا را باور نداریم! ما جنود خدا را باور نداریم! جنود خودمان را باور داریم. جنود خود ... جنود خدا را باور نداریم. ولایت خدا را باور نداریم. عالم علل و اسباب را باور نداریم. اگر باور داشته باشیم، یك حدودی را گفته‌اند از باب تكلیف، تا یك حدودی، غذا كه می‌خوری تا همین قدر سم نباشد. بس است دیگر! حالا بروی نگاه بكنی و چند دست بگردند به این بدهی بخورد كه نمیرد، به این بخورد و بعد نمیرد، بعد پانزده نفر آنوقت من بخورم! بابا این‌ها انقدر به قول یكی می‌گفت دنیا ارزش ندارد انقدر بخواهی خلاصه ...

  •  انقدر كه ما بخواهیم فكر و ذهن خودمان را صرف این مسائل كنیم، یك خورده صرف اون بالا بالاها می‌كردیم خیلی جلو بودیم. خیلی راحت بودیم. خیلی‌ها! واقعا این بشر به كجا می‌رسد!