
جلسه ۷۴۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بیان آخوند از حقیقت مثل 22/1/1433
جلسه ۷۴۹
12پس یك فعل نسبت داده میشود به سه هویت خارجی! هویت اول ذات پروردگار، هویت دوم ملك الموت، و هویت سوم ملائكه متعدده در اینجا هست. این همان مسئله چی است؟ این همان مسئله فناء فعل است. فعلی كه ملائكه انجام میدهند، فعل آنها فعل اماته است دیگر. حالا آن احیاء و رزق و اینها مسئله اینهاست. این فعل ملائكه، خود نفس فعل، فناء دارد، فناء فعل دارد در فعل ملك الموت. پس ملك الموت همه افعال این ملائكه فانی است. چون نمی شود دو حیثیت خارجی و دو هویت خارجی بر یك شیء تعلق بگیرد. هم از یك طرف خدا بیاید جانش را بگیرد و یك دفعه هم فردایش ملك الموت بیاید دو دفعه و پس فردا هم ملائكه بیایند جانش را بگیرند! این یكدفعه كه بیشتر جانش را نمیگیرند! یك دفعه كه بیشتر نیست. حالا این یكدفعه است چطوری است؟ بله، حالا كسان دیگر باشند میگویند آن را حمل بر مجازات و امثال ذلك و عنایات و امثال ذلك میكنند. آمر چی چی است؟ اللَه یتوفی الأنفس! امر نداریم بابا چون بیسوادی نمیفهمی میگویی آمر است! اللَه یتوفی ... نیاز به این حرفها نداریم. خدا كه شوخی ندارد با بقیه. اینی كه میگوییم خدا می گیرد اینها، این كه مربوط میشود به خدا. این توفی ملائكه چی است؟ یعنی توفی ملائكه در تحت اراده و مشیت و ولایت چی است؟ ملك الموت است. و آن افرادی كه ملك الموت در اختیار دارد، فعلی را كه آن ملك انجام میدهد، آن فعل در اراده و مشیت ملك الموت دارد انجام میگیرد. الآن من زبانم دارد صحبت میكند. این زبانم كه دارد صحبت میكند با دستم یكی است یا دوتاست؟ دوتاست! دستم فرض كنید سه كیلو است، زبانم كه سه كیلو ... بعضیها زبانشان هفت هشت كیلو هست! اما ما انشاءالله چند سیر بیشتر نیست!
این زبان من چی است؟ این برای من فرض بكنید كه عضو خاصی است. چشمم، دارم نگاه میكنم، كاری كه الآن دارم با چشمم انجام میدهم، با زبانم كه انجام نمیدهم. با چشمم دارم شماها را نگاه میكنم، با زبانم نگاه میكنم؟ گوشم همین سخنم را دارد میشنود. صدای شما، اشكال شما، اینها را چكار میكند؟ میشنود. صدایی كه از بیرون میآید میشنود. با زبانم كه صدا را نمیشنوم. با چشمم كه نمیشنوم. با گوشم.
