اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۴۹

1
  • اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  یك مقداری خب می‌خوانیم اما چند نكته بود كه می‌خواستم خدمت رفقا بگویم. حالا ان‌شاءالله می‌گذاریم دیگر این را برای فردا. البته این‌جا تتمه همان مطالب قبل است. تا می‌رسد به" تأویل بعض". مطلب جدیدی نیست. حالا مقداری به عنوان مقدمه برای بحث فردا عرض كنم، در مسئله افلاطون، و مثل افلاطونی، آن‌طوری كه كلام مرحوم آخوند در توضیح این مسئله بود، به این قضیه می‌شود مطلب را مستند كرد كه تمام حقائق كلیه، كه این‌ها جنبه علّی دارند نسبت به انواع موجوده در خارج، این حقائق كلیه، هركدام یك صورتی هستند از ظهور پروردگار كه به مصادیق مختلفه این‌ها در می‌آیند و قرار می‌گیرند.

  •  و این صورت، همان صورتی است كه آن نوع خاص، از آن صورت نشأت می‌گیرد. در واقع می‌توانیم بگوییم كه آن عین ثابتی را كه مورد بحث و اختلاف هست، نسبت به بقائ و عدم بقائش و بزرگان در این زمینه بحث كرده‌اند در كتب خودشان در كیفیت فناء ذاتی، كه بعضی قائل به بقاء آن عین ثابت بودند و در نتیجه فناء ذاتی را دیگر نمی‌توانستند اثبات كنند. چون با وجود عین ثابت كه عبارت است از حدود ماهویه یك موجود، دیگر فناء ذاتی كه از دست دادن حدود ماهوی است، معنا ندارد. بنا بر این، با احتفاظ بر عین ثابت، مسئله فناء ذاتی به طور كلی از مباحث حكمت الهیه و عرفان نظری منتفی می‌شود. و اگر قائل به انتفاء عین ثابت بشویم در فناء ذاتی، این مسئله خب موجب مسائل و تبعات دیگری خواهد شد. كه آن‌ها هم جای صحبت دارد. مثلا از بین رفتن و امحاء یك حقیقت و هویت خارجی، و احیاء و خلق و یا إبداع خلق جدید. زیرا فناء آن عین، و بقاء عین دیگر، اقتضاء تجدید عین ثابت دیگری را می‌كند. خب این هم از اشكالی است كه نسبت به آن مسئله از این نقطه نظر وارد می‌شد.