اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم پیوند میان مباحث نظری و عملِ قلبی، به نقد رویکردهای صرفاً آکادمیک و خشک در علوم الهی می‌پردازند. ایشان با اشاره به اهمیت اتصال به منبعی خبیر و راهنما، هشدار می‌دهند که غوطه‌وری در مباحث فلسفی بدون داشتن استادِ راهبر، می‌تواند انسان را به انحرافات فکری و اخلاقی دچار کند. در ادامه، با بررسی دیدگاه‌های میرداماد درباره علم عنائى و لوح محفوظ، به تبیین دقیقِ نسبت میان اراده الهی، اختیار انسان و جایگاه ماده در مراتب وجود می‌پردازند. این سخنرانی با تأکید بر ضرورتِ صداقت و دوری از دورویی در روابط میان رفقای طریق، به عنوان یک درس اخلاقیِ کاربردی برای سالکان مسیر حق، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که حقیقتِ دین، نه در الفاظ و ادعاهای ظاهری، بلکه در انکشاف باطنی و رهایی از بندهای نفسانی نهفته است.

نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم پیوند میان مباحث نظری و عملِ قلبی، به نقد رویکردهای صرفاً آکادمیک و خشک در علوم الهی می‌پردازند. ایشان با اشاره به اهمیت اتصال به منبعی خبیر و راهنما، هشدار می‌دهند که غوطه‌وری در مباحث فلسفی بدون داشتن استادِ راهبر، می‌تواند انسان را به انحرافات فکری و اخلاقی دچار کند. در ادامه، با بررسی دیدگاه‌های میرداماد درباره علم عنائى و لوح محفوظ، به تبیین دقیقِ نسبت میان اراده الهی، اختیار انسان و جایگاه ماده در مراتب وجود می‌پردازند. این سخنرانی با تأکید بر ضرورتِ صداقت و دوری از دورویی در روابط میان رفقای طریق، به عنوان یک درس اخلاقیِ کاربردی برای سالکان مسیر حق، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که حقیقتِ دین، نه در الفاظ و ادعاهای ظاهری، بلکه در انکشاف باطنی و رهایی از بندهای نفسانی نهفته است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد

17
  • ماده؛ صورتى از تجرد

  • پس در علم عنائى هم صورة الشى‌ء هست و هم حقیقة الشى‌ء است و هم مادة الأشیاء هست منتها این ماده‌اى که الآن داریم مى‌بینیم، منافى با تجرد است ولی در واقع ماده منافى با تجرد نیست بلکه صورتى از تجرد است که آن صورت به این کیف است. در واقع ما ماده‌اى با این اصطلاحى که مى‌گویند، نداریم!

  • و أحقُ ما یُسمّىٰ بِهِ الموجودات الزمانیة بِحسبِ وقوعِها فی القضاءِ العینی أی تحققها فی وعاءِ الدهر المُثلُ العینیة أو القضائیة و الصور الوجودیة أو الدهریة.

  • آن چیزى که موجودات زمانیه به‌حسب وجودش در قضاء عینى ـ یعنى همان قضاء خارجى شهودى یعنى تحققش در وعاء دهر مى‌توانیم بنامیم همین مُثُل عینیه است یا قضائیه یا صور وجودى یا صور دهریه. این را مى‌توانیم اسم براى اینها بگذاریم.

  • و بِحسبِ وقوعِها فی القَدَر أی حصولُها فی أفقِ الزمانِ الأعیانُ الکونیة أو الکائناتُ القَدَریَة فَهذا سرٌّ مَرموز الحکماء مِن أهلِ التحصیل.

  • منتها حالا وقتى که پایین مى‌آید. این مُثل در مراحل پایین قرار مى‌گیرد یا صور قضائیه قرار مى‌گیرد یا صور وجودیه و دهریه ـ دهریه اعم از زمانیه و غیر زمانیه است‌، در وعاء دهرى، وعاء فوق زمان است. از این‌ نظر ایشان مى‌گویند ـ به‌حسب وقوعش در عالم قدر و در عالم اندازه و تشخّص یعنى حصولش در افق زمان، باید به این چه بگوییم؟! اسمش را اعیانِ كونیه یا كائناتِ قَدَریه بگذاریم. خب همان‌طورى‌که ایشان هم مى‌گویند این یک سرّى است که ـ راستش هم همین‌طور است ـ مرموز حکماى از اهل تحصیل است که چطور در مرتبۀ قضاء همین ارتباط و تعلق با قدر وجود دارد و این‌طور نیست که قدر، یک قدرى باشد که معدوم باشد بعد از قضاء تولید بشود بلکه در همان حین قضاء مسئلۀ قدر [صورت قدریه] نیز در همان آنِ دهرى ـ در همان آنِ دهرى با وجود صورت قضائیه و مُثُل در عالم قضاء و وعاء دهرى یا وجودى ـ در آنجا وجود دارد. بعداً پیدا نمى‌شود.

/ 260