اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم پیوند میان مباحث نظری و عملِ قلبی، به نقد رویکردهای صرفاً آکادمیک و خشک در علوم الهی می‌پردازند. ایشان با اشاره به اهمیت اتصال به منبعی خبیر و راهنما، هشدار می‌دهند که غوطه‌وری در مباحث فلسفی بدون داشتن استادِ راهبر، می‌تواند انسان را به انحرافات فکری و اخلاقی دچار کند. در ادامه، با بررسی دیدگاه‌های میرداماد درباره علم عنائى و لوح محفوظ، به تبیین دقیقِ نسبت میان اراده الهی، اختیار انسان و جایگاه ماده در مراتب وجود می‌پردازند. این سخنرانی با تأکید بر ضرورتِ صداقت و دوری از دورویی در روابط میان رفقای طریق، به عنوان یک درس اخلاقیِ کاربردی برای سالکان مسیر حق، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که حقیقتِ دین، نه در الفاظ و ادعاهای ظاهری، بلکه در انکشاف باطنی و رهایی از بندهای نفسانی نهفته است.

نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم پیوند میان مباحث نظری و عملِ قلبی، به نقد رویکردهای صرفاً آکادمیک و خشک در علوم الهی می‌پردازند. ایشان با اشاره به اهمیت اتصال به منبعی خبیر و راهنما، هشدار می‌دهند که غوطه‌وری در مباحث فلسفی بدون داشتن استادِ راهبر، می‌تواند انسان را به انحرافات فکری و اخلاقی دچار کند. در ادامه، با بررسی دیدگاه‌های میرداماد درباره علم عنائى و لوح محفوظ، به تبیین دقیقِ نسبت میان اراده الهی، اختیار انسان و جایگاه ماده در مراتب وجود می‌پردازند. این سخنرانی با تأکید بر ضرورتِ صداقت و دوری از دورویی در روابط میان رفقای طریق، به عنوان یک درس اخلاقیِ کاربردی برای سالکان مسیر حق، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که حقیقتِ دین، نه در الفاظ و ادعاهای ظاهری، بلکه در انکشاف باطنی و رهایی از بندهای نفسانی نهفته است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد

15
  • مرحوم سید مى‌فرمایند: منظور ما این نیست. منظور ما این است که همین ماده‌اى که الآن من دارم با همین ماده غذا مى‌خورم، با همین ماده دارم راه مى‌روم و با همین ماده در این زمان تولد پیدا کرده‌ام، همین ماده مربوط به الآن نیست. این منظور مرحوم سید است. این ماده، مربوط به الآن نیست. این ماده در ازل الآزال و در أبد الآباد هست و اول و آخر ندارد. الاّ اینکه داراى مراتب است؛ یک مرتبه‌اش همین مرتبه‌اى است که الآن من هستم. یک مرتبه‌اش، مرتبۀ اصلش، عبارت از حقیقت من است که او در علم ربوبى است که آن را مى‌گوییم: عالم قضاء. آن در آنجاست و من در اینجا هستم اما من بوده‌ام، همیشه بوده‌ام، چون متصل به آن حقیقت بوده‌ام. این کلام مرحوم سید است که این مطلب را ایشان مى‌خواهند در اینجا برسانند.

  • اگر با یک حسن‌ظنى به کلام ایشان بخواهیم نگاه بکنیم باید بگوییم:

  • اولاً: عرض ما این بوده است که در همان‌جا هم این بوده است یعنى مرتبۀ‌ وجود، مرتبۀ مادى، این مرتبۀ مادى این‌طور نیست که ما بخواهیم این را از ذات بارى جدا کنیم و وقتى که از ذات بارى جدا شد، آن‌گاه یک طنابى تصور کنیم که یک سرش متصل به ذات بارى است که حقیقت مجردۀ ماست و یک سرش به ماده برمى‌گردد که حقیقت مادى ماست. سؤال ما این است که آن حقیقت مجرده‌اى که باعث مى‌شد بین آن حقیقت ...، حالا از سید سؤال مى‌کنیم آیا بالأخره بین آن حقیقت و سایر حقائق، افتراق باشد یا نباشد؟! اگر افتراق نباشد پس زید و عمرو از کجاست؟! همین بحث‌هاى عین ثابت و امثال‌ذلک. اگر افتراق نباشد پس دیگر در آنجا بین زید و عمرو فرق نمى‌کند و وقتى فرق نکرد پس حقیقة الشى‌ء منتفى است. پس باید در آنجا فرق باشد و اگر فرق هست آیا این فرق غیر از فرقِ ماهوى است؟! مگر در ذات بارى ماهیت جا مى‌گیرد؟! اگر قرار بر این باشد که شما وجود حق را وجود بالصرافه و اطلاقى و وجود بسیط بدانید، چطور با اختلاف ماهیات خودش را مى‌تواند تنسیق بدهد؟ این امکان ندارد. اگر مى‌خواهد خودش را با اختلاف در ماهیات که حقیقتشان در عالم قضاء هست تنسیق بدهد در آنجا [امکان ندارد]. حتى در مرتبۀ قضاء هم همین‌طور است. در مرتبۀ قضاء فرقى نمى‌کند در آنجا در علم بارى در مرتبۀ قضاءِ مادون که ما حساب بکنیم، عالم، عالم واحد است و مبانى فلسفى هم استثناء‌بردار نیست؛ قاعدۀ فلسفى استثناء برنمى‌دارد. یک شیء تا وقتى که یک ماهیت دارد، یک است. اگر یک شیء ماهیتش تبدیل به دو شد، در اینجا دو چیز مى‌شود و یک چیز نمى‌شود. یک با دو منافات دارد، هم از نظر ریاضى و هم از نظر فلسفى. دو هم با یک منافات دارد. اگر یک دو شد پس معلوم است این دوئیت در اینجا دوئیت اعتبارى است و دوئیت حقیقیه نیست. بحث ما در مسائل فلسفى براساس‌ حقائق است، نه براساس اعتبارات.

/ 222