اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه نقد کلام سید (اول درس متفرقه) 17/12/1432

جلسه ۷۴۸

15
  •   ـ آن قرم قرمت كجا بود؟ آن كه ملت پشت من است كجا بود؟! بیا بیرون بابا!

  •  می‌آیند از سوراخ فاضلاب آدم را می‌كشند بیرون و بعد هم الی جهنّم و بئس المصیر. درست شد؟ حالا ... این قضیه، این مسئله، به نقص وجودی بر می‌گردد كه در ذات باری است. پس، اراده باری بر خلقت یك شیء، این دلیلِ ... این توجیه، توجیهِ برای اراده متعدد دیگر در اینجا نمی‌تواند داشته باشد. چون اراده باری بر خلقت یك شیء، این اراده، یعنی انجام. آن فعل، آن نیت، خواست؛ آن به اصطلاح نفس خودِ همان میل و شوق. این اراده، اگر قرار باشد بر این‌كه نیاز داشته باشد به یك شوق مجدّد، و به یك میل مجدد، و به یك خواست مجدد، این لازمه‌اش چیست؟ لازمه‌اش نفْس ضعف وجودی است. لذا همانطوری كه در آیات قرآن هم هست، این مسئله: و ما أمرنا إلّا واحده. امر ما یكی است. یك اراده است. این اتفاقا عین غناء ذاتی حق و عین استغناء حق و عین اطلاقیت حق است. نه این‌كه اراده متفاوت باشد. حالا این كلام مرحوم داماد را ما تا آن به اصطلاح بحث ایشان بخوانیم، تا آن‌چه كه نسبت به مسئله دیگر حالا ان‌شاءالله دیگر باشد.

  •  بله. فلو سمعتنا نقول: اگر از ما این را شما تا به حال شنیده باشید كه إنّ المادیات إنّما هی مادیه فی القدر، مادی در قدر است و در افق زمان، نه در قضاء، چون در قضاء دیگر مادیات این نمی‌تواند وجود داشته باشد، بلكه همان نفس صورت اوست كه در آن‌جاست، در وعاء دهر، لا فی القضاء الوجودی نه در قضاء وجودی خارجی در وعاء دهر و در حصول حضوری، عند العلیم الحق، در آنجا، مادیات حضور ندارند. بلكه در آن‌جا نفس صورت علمیه آن‌ها حضور دارند. فافقه. این معنا را شما باید متوجه بشوید: أنّا نعنی بذلک سبق سبقِ المادّه فی ذلک نحو من الوجود مقصود ما این است كه سبق مادّه را در این نحوه از وجود ما بخواهیم نفی كنیم؛ نه مفارقت ماده را، و انسلاخ از ماده را در آن‌ها. حتی یصیر المادّی مجردا باعتبار آخر. تا این‌كه مادی مجرد بشود به یك اعتبار دیگر. یعنی منظور ما در آن‌جا این نیست كه بخواهیم بگوییم ماده مفارق نیست. بلكه بخواهیم بگوییم ماده در آن‌جا مادی نیست. آن جنبه تجردی دیگری دارد در آن‌جا. ولی اتصال آن مرتبه، به مرتبه مادی را ما انكار نمی‌كنیم. كه گرچه در آن مرتبه مادی نیست، ماده هست، ولی ماده او مادی نیست. صورت علمیه تجردیه دارد. ـ نه فقط صورت ـ حقیقت تجردیه دارد و آن حقیقت تجردیه او متصل می‌شود به یك صورت مادی خارجی. این نحوه از وجود، به نحو مادی در آنجا نیست. چون در آن‌جا مجرد، مجردِ صرف است و در آن‌جا این صورت مادی در آن مرتبه راه ندارد. البته عرض كردم در اینجا جای تأمل هست، اما اگر ما با حسن ظن بخواهیم به كلام مرحوم سید نگاه بكنیم، باید بگوییم ... یعنی این كه ایشان در اینجا می‌گویند یعنی در آنجا ماده نیست، یعنی یك مرتبه‌ای را ما در آن جا قائل هستیم كه در آن مرتبه خصوصیات مادی، در آن مرتبه راه ندارد. بلكه آن مرتبه حقیقت الشیء این مادی است، كه آن حقیقت الشیء به واسطه یك طناب اتصالی، در مراتب مختلفه آن وجودی، در هر عالم، به صورت مناسب همان عالم، در می‌آید؛ تا به عالم ماده به صورت، صورتِ مادی می‌شود. پس یك سلسله است، كه انفصالی در آن سلسله نیست، یك طرفش ماده است، و یك طرفش آن حقیقتِ غیر مادی است. غیر از این‌كه بگوییم ماده نیست. یك وقتی بگوییم ماده نیست، یعنی اصلا ماده‌ای وجود ندارد، هرچه هم نگاه بكنیم در این دنیا، در این وعاء دهر، ما ماده‌ای پیدا نمی‌كنیم. یك صور علمیه‌ای هست در علم باری، و یك ... حالا بگوییم یا حقایقی هست، یا صور علمیه، فرقی نمی‌كند. ماده‌ای ما نمی‌بینیم. باید بنشینیم، صبر كنیم، زمانش برسد. این زمان بیاید كم‌كم، تا اصلا ماده تحقق پیدا بكند. ماده‌ای نیست. درست شد؟ مرحوم سید می‌فرمایند منظور ما این نیست. منظور ما این است كه همین ماده‌ای كه الآن من دارم با همین ماده دارم غذا می‌خورم، با همین ماده دارم راه می‌روم و با همین ماده در این زمان من تولد پیدا كرده‌ام، همین ماده مربوط به الآن نیست. این منظور مرحوم سید است. این ماده، مربوط به الآن نیست. این در ازل الآزال، و در ابدالآباد، این ماده هست. و اول و آخر ندارد. الّا این‌كه دارای مراتب است. یك مرتبه‌اش همین مرتبه‌ای است كه الآن من هستم. یك مرتبه‌اش، مرتبه اصلش، عبارت است از حقیقت من، كه او در علم ربوبی است. كه آن را می‌گوییم عالم چیست؟ عالم قضاء. آن در آن‌جاست، من در اینجایم. اما من بوده‌ام، همیشه بوده‌ام، چون متصل به آن حقیقت بوده‌ام. چون این كلام، كلام مرحوم سید است كه این، این مطلب را ایشان می‌خواهند در اینجا برسانند.