
جلسه ۷۴۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه نقد کلام سید (اول درس متفرقه) 17/12/1432
جلسه ۷۴۸
25آنها این را میخواستند. علی كه نه بابا! علی از بیت المالش یك گردنبند عاریه بردارند، میگوید اگر نبود، دستت را قطع میكردم به دخترش!
این را نمیخواهند! این را نمیخواهند! آدم حقهباز میخواهند..... آدم دروغگو. آدم مصلحت ... مصلحت است! مصلحت نظام ماست! مصلحتِ ... ای این مصلحت یك دیگی است كه هر نخودی در آن بریزند، جا میگیرند! هرچه لوبیا و.... بریزند، میرود تهش! اصلا نمیآید بالا!
مصلحت است دیگر! دروغ میشود مصلحت! غیبت میشود مصلحت! تهمت میشود مصلحت! افشای اسرار مردم میشود مصلحت! شنود میشود مصلحت! اطلاع پیدا كردن بر سرّ مردم مصلحت! باشد! مصلحت است دیگر! مصلحت! میگویم كه: یك دیگی است كه هرچه در آن بریزید، میگوید: هل من مزید؟! بده بیاید!
تقلب: مصلحت! از بین بردن مردم مصلحت! كشیدن بالا: كشتی با بارش میرود در دریا: مصلحت است! مصلحت نبود میایستاد! حالا رفته تو! صدایتان هم درنیاید.....
همه مصلحت. خیلی خب. همه مصلحت. باشد. ولی یك مُصْلِحی هم آن طرف هست. حواستان به آن مصلح نیستها! مصلح دارد یواش یواش كار میكند. مواظب آن مصلح هم باشید. ما یك مصلح هم داریم. امام ما، و ولی ما، زنده است. نمرده. مشخص است كه مسائل، مسائل غیر عادی است. مشخص است. باید مردم فهمشان باز بشود. و برسد به این نقطهای كه بدانند كه تا به حال به بیراهه میرفتهاند. ادعا، با مدعی دو تا بود. باید به دنبال كسی بروند كه خودش با ادعایش یكی باشد. آنهم یك نفر است. فقط یك نفر است. همه، ادعایمان، با خودمان تفاوت دارد. همه!
دو روز به مردم میخندیم، تبسم میكنیم، حالت چیز میگیریم، ولی این نمیماند. چون باطن، فرق میكند. بالاخره روزی میآید كه كاری انجام میدهیم كه خودمان را نشان میدهیم. همیشه خنده نیست. یك روز هم چیزهای دیگر ... ا چه شد؟! چه شد قضیه؟
اینها برای خود ما عبرت استها! ما، ارتباطاتمان، مسائلمان، اینها برای ما عبرت است. با رفیقمان دو رو نباشیم. حالا با دیگران كاری نداریم. سیاست مال اهل سیاست، به ما چه؟! دنیا را به اهلش بگذارید؛ ول كنید. فقط گذرا نگاه كنیم و عبرت بگیریم.
