
جلسه ۷۴۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه نقد کلام سید (اول درس متفرقه) 17/12/1432
جلسه ۷۴۸
16با یك حسن ظنی كه ما به كلام ایشان بخواهیم نگاه بكنیم، باید بگوییم:
اولا: عرض ما این بوده است كه در همانجا هم این بوده. یعنی مرتبه وجود، مرتبه مادی، این مرتبه مادی اینطور نیست كه ما بخواهیم این را از ذات باری جدا كنیم، و وقتی كه از ذات باری جدا شد، آنگاه یك طنابی تصور كنیم، یك سر طنابش متصل به ذات باری است كه حقیقت این مجرده ماست. یك سر طنابش به ماده بر میگردد كه حقیقت مادی ماست. سؤال ما این است كه: آن حقیقت مجردهای كه باعث میشد بین آن حقیقت ـ حالا از سید سؤال میكنیم ـ بین آن حقیقت و بین سایر حقائق، بالاخره افتراق باشد یا نباشد؟ افتراق نباشد پس زید و عمرو از كجاست؟ ـ همین بحثهای عین ثابت ـ اگر افتراق نباشد، پس دیگر در آنجا بین زید و بین عمرو فرقی نمیكند. وقتی فرق نكرد، پس حقیقه الشیء منتفی است. درست شد؟ پس باید در آنجا فرق باشد. اگر فرق است، این فرق مگر غیر از فرق، فرقِ ماهوی است؟ مگر در ذات باری ماهیت جا میگیرد؟ اگر قرار بر این باشد كه شما وجود حق را وجود بالصرافه و اطلاقی بدانید، و وجود بسیط بدانید، چطور با اختلاف ماهیات خودش را میتواند خودش را تنسیق بدهد؟ این امكان ندارد. اگر میخواهد خودش را با اختلاف در ماهیات كه حقیقتشان در عالم قضاء هست، خودش را تنسیق بدهد، در آنجا ... حتی در مرتبه قضاء هم همینطور است. در مرتبه قضاء فرقی نمیكند. در آنجا، در علم باری، در مرتبه قضاء مادون كه ما حساب بكنیم، عالم، عالم واحد است؛ مبانی فلسفی هم استثناء بردار نیست. قاعده فلسفی استثناء بر نمیدارد. یك شیء، تا وقتی كه یك ماهیت دارد، یك است. اگر یك شیء ماهیتش تبدیل به دو شد، در اینجا دو چیز میشود؛ یك چیز نمیشود. یك با دو منافات دارد، هم از نظر ریاضی و هم از نظر فلسفی. دو هم با یك منافات دارد. اگر یك دو شد، پس معلوم است این دوئیت در اینجا، دوئیت، دوئیت اعتباری است و دوئیت، دوئیت حقیقیه نیست. بحث ما در مسائل فلسفی بر اساس حقائق است و نه بر اساس اعتبارات.
