
جلسه ۷۴۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عمق مطالب سید محرز است ولی جای نقد دارد (اول درس متفرقه) 16/12/1432
جلسه ۷۴۷
1اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وصلی الله علی سیدنا محمّد و آله الطّاهرین
و لعنه الله علی أعدائهم أجمعین
إلی یوم الدین و آخر یوم الدین!
تا هرجا كه ... آخر إلی یوم الدین، یعنی از آن به بعدش دیگر نباشد! ما میخواهیم این لعنت همیشه باشد، نه فقط تا روز قیامت. بله؟ دیگر ... هر طوری خدا خودش میداند. دیگر ما دیگر. میگویند.... چی بود؟ حاجی دربندی. حاج ملا چی دربندی؟
تلمیذ:....!
استاد: ملاحسینقلی؟ نه بابا! آشیخحسینقلی كی است؟! حاج آقا ملا آقای ... ملا آقاجان دربندی. بله. همین كتاب اسرار الشهاده دارد. خیلی هم در كتابهایش غلوّ و اینها هم هست. مطالب عوضی و اشتباهی و اینها، خلاف تاریخ زیاد است. بله. این رفته بوده و ضریح امام حسین را گرفته بوده كه شما را به حق مادرت فاطمه، از شمر نگذر! اگر از هركس میخواهی بگذری، از این یكی نگذر. بله! و این خیلی خلاصه برایش گران بوده، این كه حالا شمر آمده و این مسئله را و این قضیه را ایجاد كرده؛ خیلی. و حاضر نبوده ... بله. باید به ایشان گفت: تو با امام حسین چكار داری؟ حالا امام حسین شاید بخواهد بگذرد؛ به ما چه مربوط است؟ ما مگر باید در كار ائمه دخالت كنیم؟ مگر باید در كار امام علیه السلام فضولی كنیم؟ مگر ما میتوانیم در كار ولایت كلیه فضولی كنیم؟ مسئله ولایت كلیه را اگر ما بین الأرض و السماء شما تصور بكنید، ما سر سوزنش هم به حساب نمیآییم. حالا بخواهیم برای امام علیه السلام تكلیف تعیین كنیم: از این بگذر، از آن نگذر. این را چه كن ...
باید كلاه خودمان را داشته باشیم، باد نبرد! و از امام بخواهیم كه ما را مورد شفاعتش قرار بدهد، والسلام! هركاری میخواهد خودش بكند، خودش میداند. او، مالك ما و همه ماست. و ما همه عبید او هستیم. درست؟ ما باید دست توسلمان را به امام داشته باشیم. اما اینكه حالا امام میخواهد در یك جایش ... حالا بخواهد امام حسین شمر را شفاعت كند، به من چه مربوط است؟ به من چه ربطی دارد؟ خودش میداند. هان؟ خودش میداند. ما نمیتوانیم فكرمان را به حیطه معرفت و شعور و إدراك و فهم و سعه وجودی امام برسانیم. هیهات. پس بهتر این است كه حدّ خودمان را داشته باشیم و حریم را حفظ كنیم. و كاری به این چیزها نداشته باشیم. حالا اینی هم كه میگوییم قیامت و بعدِ قیامت، این دیگر یك لقلقه لسان بود؛ و الّا خدا هرچه خودش ... كه با بندگان خودش چگونه رفتار كند.
