
جلسه ۷۴۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عمق مطالب سید محرز است ولی جای نقد دارد (اول درس متفرقه) 16/12/1432
جلسه ۷۴۷
5اما اگر فرض بكنید كه این دست من، كه الآن شما میبینید، این دست من كه الآن شما دارید نگاه میكنید، دست من الآن بسته است. به صورت مچ الآن من دست خود را میبندم. الآن میخواهم این دست را باز كنم. شما برای اطلاع بر اینكه در دست من چیست، و اصلا چیزی هست یا نه، نیاز به زمان دارید. و تا برای شما این پدیده روشن نشود، اطلاعی بر آنی كه در دست من چیزی هست یا نه، ندارید. من الآن دست خودم را شروع میكنم به باز كردن. میبینید نه، این تا اینجایش كه چیزی نبود. میآیید ببینید چیزی در دست این آقا هست بهمان بدهد یا نه، میآیید میبینید باز هم نبود، باز هم این انگشت، میآیید، میآیید، میآیید، میآیید، نگاه میكنید میگویید ای بابا تو كه دستت خالی است! هیچی نیست.
حالا یكدفعه چه؟ حالا یك دفعه برای شما روشن میشود. این روشن شدن، وقت گرفت. ببینید! هان، آمد تا اینجا، وقت گرفت. این میشود چه؟ این میشود این دنیا. برای روشن شدن این مسئله، این دست باید یكی یكی باز شود، باز شود، بیاید، بیاید، بیاید، آهان، حالا چه شد؟ حالا دیگر همه آنچه را كه در این دست است، برای شما روشن است؛ هیچ خبری نیست. صافِ صاف است. درست شد؟ مثل پوست هندوانه! هیچی ... هان؟ هیچچیزی در آن نیست. رنگش، خطهایش، اینها، مقدار انگشتش، اینها همه چیست؟ همه مشخص است. درست شد؟ حالا من از شما من سؤال دارم این را:
حالا این الآن در اینجا، یك دفعه شما نگاه به این میكنید، آیا برای شما این حالتی كه الآن دارید نگاه میكنید و معرفتی كه برای شما پیدا شده، با این معرفتی كه اینطور دارد الآن برای شما كمكم پیدا میشود یكی است؟ دو تاست! چرا؟ چون این ثابت است، این در حال حركت است. خودِ نفس حركت یك امر خارجی است. ولی حركت زمان نیست. حركت عبارت است از تبدّل قوّه به فعل در ماده. حالا در خود ماده، حالا حركت جوهری یا غیر جوهری، یا مثلا فرض كنید كه در كمّ و اینها كه حركت مكانی و عینی و اینها باشد. این تبدل قوه به فعل، یعنی قوه برای رسیدن به یك فعلیت، فعلیت یعنی این. قوه چیست؟ این قوه دارد. یك وقت این دست من قوه را ندارد. استعداد را ندارد. این چیست؟ ممكن است دست من در اینجا فلج شده باشد، خشك شده باشد، این الآن دیگر آن قوه را ندارد. هرچه بخواهید چیز بكنید، باز نمیشود. بخواهید باز كنید میشكند. این را میگویند قوه ندارد.
