
جلسه ۷۴۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عمق مطالب سید محرز است ولی جای نقد دارد (اول درس متفرقه) 16/12/1432
جلسه ۷۴۷
12خدا اینطوری است؟ یعنی اول یك اراده میكند بر خلقت یك زید، بعدا اراده متجدِّد او تعلق میگیرد بر خلقت عمرو. اینطور است؟ هان؟ یا اینكه این دلالت بر چه میكند؟ عجز میكند از تعلق قدرت و انتهای قدرت. اراده خدا یكی بوده است، ازلًا و ابداً. آن ارادهای كه تعلق گرفته است بر خلقت عالم، همان اراده الآن است. همین الآن. یعنی همین الآن خدا اراده كرده بر چه؟ بر خلقت كلّ ما سوی الله. همین الآن. فردا چه؟ فردا اراده كرده بر خلقت كلّ ما سوی الله. میگوییم ا؟ پس فردا ... پس نبوده؟ نبود دیگر ما نداریم. یك اراده است. این اراده قائم به ذات است، وقتی قائم به ذات شد، ذات كه در آن زمان نیست، ذات كه در آن تغییر و تحول نیست. ذات میشود ثابت. وقتی ثابت شد، اراده او هم ثابت است. مسبوق به عدم نیست. كه نبوده اراده، بعد اراده پیدا شده. چون خود اراده سلسله مراتب خودش را میخواهد. پس ذات واحد است، ذات ثابت است، فعل او، علم او ثابت است. اراده مترتب بر علم هم چه میشود؟ این هم می شود ثابت. پس دیگر در اینجا چه ما بگوییم دیروز خدا اراده كرده بر خلقت آدم، راست است. چه اینكه بگوییم سال دیگر اراده كرده بر خلقت كل ماسوی الله، راست است. چه اینكه بگوییم در ازل اراده كرده، راست است. چه اینكه بگوییم در ابد اراده كرده، راست است. همهاش میشود چه؟ میشود یكی. پس ما دیگر در اینجا نه ازلی دارم و نه ابدی داریم. یك امر واحد است، كه قرآن هم به همین امر واحد اشاره میكند: و ما أمرنا إلّا واحده. این خیلی آیه، آیه عجیبی است. بزرگان به این آیه خیلی ترنّم داشتند و تكلم داشتند. نسبت به ... و ما أمرنا إلّا واحده، كه یك امر بیشتر نیست. یك كلمه «كُن» تكوینی از خدا بیشتر سر نزده كه آن كلمه كن تكوینی، البته در مراتب تغییر و تحول، به كلمه «كن» های تكوینی متعدد این چه میشود؟ مُنْقَسِم (....) میشود و هركدام در دیگری تأثیرگذار است تا اینكه صورت خارجی برای او پیدا میشود. خب دیگر به نظر میرسد این مطالب این چیز دیگر تا اینجا دیگر تا حدودی قضیه روشن شده باشد.
