
جلسه ۷۴۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عمق مطالب سید محرز است ولی جای نقد دارد (اول درس متفرقه) 16/12/1432
جلسه ۷۴۷
6اما نه، دست عادی. دست عادی كه هنوز فلج نشده، این دست عادی این قوه را دارد برای اینكه تبدیل بشود. قوه خود را تبدیل به فعلیت كند. درست؟
اما برای كسی كه همین قضیه، همین قضیهای كه الآن دارد باز میشود، كه شما نمیدانید، برای شخصی كه قشنگ اطلاع دارد و میداند این اول و آخرش چیست. آیا برای او هم دیگر زمان متصور است یا نه؟ یك لحظه است! شما الآن باید برای اینكه به اینچه كه در این دست است برسید احتیاج به زمان داشته باشید. چرا؟ چون ما اطلاع نداریم. ولی برای فردی كه، برای او این حركت از اول تا به آخر حركت، حركت روشنی هست، برای او چیست؟ این قضیه ... حتی اگر هم ما نگاه هم بكنیم، فیلمش را هم حتی ببینیم، باز برای ما آنطور نیست. باز بالاخره ... اگر یك دفعه دیده باشیم. یك فیلم را اگر دیده باشیم، باز چه؟ یك چیزی میگویند، یك قضیه فكاهی میگویند، كه یكی بود، خلاصه مسابقه داده بود بر این اسب كه میبرد یا نه در فیلم، میبرند، گفته بوده ... چیز بوده، مثل اینكه برای همین نواحی كجا بوده؟ یك خورده بالاتر و اینها بوده. گفته بوده كه این اسب را شرط میبندیم ببرد؛ اسب سفید. حالا اسبه خلاصه باخت. دفعه دوم فیلم را گذاشتند، دوباره گفت این اسب سفید میبرد. گفت بابا یك دفعه كه دیدی باخت! گفت: حالا شاید ایندفعه ببرد، دفعه قبلی نبرده بود! حالا آمده بود و ایندفعه ...
آره بعضیها یك همچنین چیزهایی میگویند. همچین بیهیچچی هم نیست!
خب این كسی كه یك فیلم را دیده، این هم وقتی كه میخواهد، میداند كه این نهایتش این است، مثل او نیست كه بگوید حالا شاید این دفعه اسب سفید ببرد! نه، میداند كه این نهایتش به اینجا ختم خواهد شد، درست شد؟ این را قبلا فیلمش را دیده. یا عین خارجیاش را قبلا دیده. ولی الآن كه دارد فیلم را میبیند، به آنها میگوید. میگوید: این دستش را باز میكند، چیزی هم در دستش نیست. میگوید من این را دیده ام. درست شد؟
