اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عمق مطالب سید محرز است ولی جای نقد دارد (اول درس متفرقه) 16/12/1432

جلسه ۷۴۷

17
  •  گفت: پاشو بابا نیم ساعته تریلی رفته!

  •  نیم ساعت است اینجایی؟!

  •  هنوز داشت پنچری می‌گرفت! آن مال آن موقع بود، این حالا آن صورتی كه در آن موقع در ذهنش بوده، این صورت همینطور استمرار پیدا كرد. رفت بابا! زد كشت بنده خدا را! زد شهیدش كرد، فلانی كرد.

  •  عجب حیوانی بوده واقعا این. عجب حیوانی. من وقتی به صورت این نگاه می‌كنم، به عكس این، اصلا صد برابرِ مغول و چنگیز و نمی‌دانم این‌ها. و اصلا یك آدم منحرفِ اصلا سادیسمی ... یك ... معلوم ... خلاصه از آن خلقت‌های عتیقه و زیرخاكی خدا بوده! این مردتیكه و این چیز. بله! محبوب قلوب! بله! محبوب قلوب و محبوب ملت و ملت‌ها و ... ای بابا! ای بابا! تا كی آقا باید سرمان كلاه برود؟ امروز به این دل می‌بندیم و فردا به دیگری و فردا به دیگری. چرا به او دل نمی‌بندیم تا كارمان درست شود؟ اصلا چیزهای عجیبی راجع بهش می‌گفتند. اصلا به یك سگ ... اصلا حیف سگ اسمش را بگذاریم. یعنی این یك آدمی بود كه تمام مردمش حاضر بود بمیرند، همه بمب‌باران بشوند، همه از بین بروند، یك نفر نماند، ولی او بماند. بماند. همه مردم باید بمیرند، بعضی‌ها اینطوری‌اندها! یعنی می‌گویند همه مردم بمیرند، ما زنده بمانیم. خدا نكند ما به اینجا برسیم‌ها! خدا نكند ما به اینجا برسیم، و الّا ما هم می‌شویم مثل این‌ها. ما هم یك وقتی ممكن است بگوییم: همه مردم بمیرند، ما زنده باشیم! خیلی همچین از خودمان مطمئن نباشیم. مطمئن نباشیم. همه مردم بمیرند. هیچ‌كس حق حیات ندارد! عجیب است‌ها! پناه بر خدا! پناه بر خدا!

  •  رفتن این‌ها برای ما عبرت است. باید ما بفهمیم كه روزی این شتر درِ خانه ما هم می‌خوابد. كی تصور می‌كرد كه این برود؟ كه تصور می‌كرد كه صدام برود؟! كه تصور می‌كرد كه شاه برود؟

  •  ما آن زمان‌ها كه زمان شاه بود، مگر باور می‌كردیم كه شاه برود؟ این ارتشش و ... كل منطقه را گرفته بود دیگر. آن ارتشش و آن امنیتش و ساواكش و ... آن نمی‌دانم بله قربان و بله قربان گویان و آن حمایت دولت‌های خارج. می‌گفتیم بابا اگر مردم هم بخواهند، خارجی‌ها نمی‌گذارند. آقا كار به جایی رسید، وقتی قرار است خدا كاری بكند، همین دولت‌های خارجی، آمدند پیشش، سفیر امریكا آمد پیش شاه و گفت: اعلی حضرت كی می‌خواهند بروند؟ كی می‌خواهند بروند؟