اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عمق مطالب سید محرز است ولی جای نقد دارد (اول درس متفرقه) 16/12/1432

جلسه ۷۴۷

16
  •  اوه! پانزده سال هم گذشته! پانزده سال هم گذشته! این‌ها همه چیست؟ دروغ است! برای چه؟ چیزی كه ما نمی‌دانیم می‌آییم به مردم می‌گوییم. آقا نمی‌دانی، دهانت را ببند. كسی هم ازت بازخواست نكرده؛ نكیر و منكر هم از تو نمی‌پرسند چرا نگفتی.

  •  بنده از ظهور حضرت اطلاع ندارم، خب دهانم را می‌بندم. چرا خودم را خراب كنم؟ با این چیزها چرا مردم را دور خودم جمع كنم و بعد هم خراب شود؟ یا چیزهایی كه فرض كنید كه بعضی‌ها می‌گویند نمی‌دانم گفته بودند كه مرحوم آقای صدر، آقا موسی صدر زنده است و این خدا نگهش داشته. خب همه شنیده‌ایم دیگر! هیچی! معلوم شد كه زده آن مردتیكه دیوانه زنجیری وحشی بیابانی، قذافی زده كشته او را، شهیدش كرده این بنده خدا را. مسلم شد دیگر. رسما دیگر گفتند.

  •  خب چرا؟ چرا این دروغ‌ها را ما بگوییم؟ این‌ها به خاطر چیست؟ این‌ها به خاطر این است كه ما اطلاع بر مثال نداریم. یك چیزی، یك ذهنیتی در ما پیدا می‌شود، یك صورتی پیدا می‌شود، منتها نیست اطلاع نداریم، قدرت بر اشراف بر صورت‌های بعدی را نداریم. یك صورت را می‌بینیم، صورت‌های بعدی برای ما چه می‌شود؟ مخفی می‌شود. آن چند روز اولی كه رفته در آن‌جا، آن را می‌بینیم، اما همین كه این او را اعدام كرد، دیگر از جلوی ما مخفی است. نمی‌بینیم. اشكال ندارد. آن‌وقت همان صورت اولی را می‌بینیم، خیال می‌كنیم استصحاب! استصحاب بابا در اینجا جاری نمی‌شود! آن استصحاب مربوط به اعمال تكلیفیه است، نه مربوط به ... استصحاب كه مال عالم مثال نیست!

  •  استصحاب می‌كنیم چه؟ آن صورت باقی است! آن صورت ذهنی اولی كه آن صورت حیات اوست، در نفس باقی می‌ماند. وقتی باقی می‌ماند، خیال می‌كنیم متصلیم! ای بابا! تریلی نیم ساعت است كه رفته!

  •  گفتش كه بابا پاشو! زیر تریلی داشت چرخ را نمی‌دانم چه می‌كرد و ... ـ دو نفر بودند زیر تریلی ـ گفت داری چه كار می‌كنی؟ گفتش: چرخ پنچر شده‌ست، داریم چرخ را پنچری را درست می‌كنیم!