اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عمق مطالب سید محرز است ولی جای نقد دارد (اول درس متفرقه) 16/12/1432

جلسه ۷۴۷

13
  •  تلمیذ: فرضا كه (....) تمام.... در عالم ثابتات (....) اما ربط حادث به قدیم كه بر می‌گردد به ربط بحث جزئیات به كلیات، یا مقید یا.... یا عرض كنم كه ماده به مجرد، باز باقی است. بالاخره ...

  •  استاد: نه دیگر.

  •  تلمیذ: بالاخره آنی كه ربط حادث به قدیم را سؤال دارد، می‌گوید چطور شده این چیزها حادث، مادی است از آن قدیمی كه مجرد است یا مطلق است چطور حادث شده؟

  •  استاد: ببینید باز شما می‌گویید «آن قدیم»! ما «آن قدیم».

  •  تلمیذ: همانی كه هست!

  •  استاد: نه، ما «آن» نداریم، ما «این» داریم. «این»، این است آقا! فرق می‌كند با آن! ما قدیمی كه به عنوان یك چیزی كه ... ببینید این ذهن ما چون یك قدری با این مسائل مادی و این‌ها بیشتر چیز است ... ما همیشه قدیم را دنبال قبل از تولد خودمان داریم جستجو می‌كنیم. قبل از تولد ما چه بوده؟ خب پدر و مادر ما بودند. خب قبل از آن‌ها چه بودند؟ همینطوری می‌رویم آنطرف. یك همچنین چیزی چی است؟ این همچنین چیزی، حركت آن خر طاحونه است، حركت عصاری، دور آن آسیا است. این همه‌اش این دور دارد می‌گردد. خب نقطه قدیمش كجاست؟ قدیمی ندارد! این سنگ آسیاست، این هم دارد می‌گردد. من برای همین عرض كردم. ببینید این دست من الآن یك امر ثابت است. یعنی الآن متصل به دست من است، این كف من متصل به دست است و متصل به بدن است. پس یك امر ثابت است. ولی در همین امر ثابت، شما می‌بینید تغییر و تحولات دارد پیدا می‌شود. این دارد حركت ... این حركت‌ها كجاست؟ خارج از دست است؟ نه! اول شما اینطور است، بعد اینطور می‌بینید، بعد اینطور بسته می‌شود، باز می‌شود، بسته می‌شود، اینطور می‌شود ... این حركت‌های مختلفی كه دارد در دست انجام می‌شود، دارد در یك امر ثابت انجام می‌شود، نه این‌كه از خارج به او تزریق بشود. یا این‌كه از موقع خودش برود در خارج. نیاز ندارد. در خودش دارد این عمل انجام می‌شود. این را اگر شما در آن دقت بكنید، به این نكته می‌رسید. در ربط بین حادث و قدیم، ما سراغ قدیم گذشته نباید سرمان را اینطرف كنیم ببینیم اوه! آن‌طرف افق چیست. در همین‌جایی كه نشسته‌ایم، همینجا الآن قدیم است. در همین جایی كه نشسته‌ایم، ما قدیم هستیم. چرا ما قدیم هستیم؟ چون ما در علم ربوبی هستیم. وقتی در علم ربوبی هستیم خب قدیم هستیم دیگر! دیگر نیاز نداریم برویم برویم ... سراغ قبلی چه را می‌خواهیم ببینیم؟ آن هم همین الآن است. فرقی نمی‌كند. شما كه الآن دارید به افق نگاه می‌كنید، چون بین شما و بین افق فاصله است؛ اما شما همین افق هستید! دلیلش این است: اگر بروید اینجا بایستید، این‌طرف شما می‌شود افق. پس ما در یك جا هستیم، افق فقط نسبت به دید است. چون ما در اینجا هستیم و افق دور است، این دید ما و این زاویه ما یك افق ایجاد می‌كند. در حالی كه افقی وجود ندارد! اگر ما آنجا بایستیم، همین‌جا می‌شود برای آن‌جا افق. آنجا برای اینجا می‌شود افق. یك امر ثابت است. یعنی یك انتزاعی ما اینجا كرده‌ایم، یكی هم آن‌جا كرده‌ایم، اسم این را گذاشته‌ایم مسقط الراس، اسم این را گذاشته‌ایم افق. بعد دیگر برای.... در نظر گرفته‌ایم. ولی وقتی زمین كروی است، هرجایی‌اش برایش چیست؟ یك افقی است. در هر نقطه، در هر متر متر زمین، یك افق وجود دارد. پس این دوری ما با افق است كه ما خلق افق می‌كنیم. ولی خودِ ما یك افق هستیم. برای كه؟ برای كسی كه آن‌جا ایستاده. یعنی خودمان اصل هستیم. و آن اصل است برای كسی كه آن‌جا ایستاده. و آن اصل است برای كسی كه آن‌جا ایستاده ... دور تا دور زمین اگر نگاه كنید این مطلب را شما در اینجا مشاهده می‌كنید. پس در اینجا می‌شود دور زمین می‌شود چه؟ یك امر واحد. امر واحد شد، شما بر این امر واحد اطلاع دارید؟ نه خیر. اگر بخواهید این امر واحد را بر آن اطلاع پیدا كنید، باید شروع كنید با كشتی دور زمین بگردید. تا این‌كه بفهمید این امر واحد چه خصوصیاتی دارد. ولی وقتی در اینجا ایستاده‌اید، احساس می‌كنید كه روی زمین هستید و زمین هم یك امر ثابت هست، دیگر برای شما فقط مسئله علم و جهل در اینجا مطرح است، ولی احساس امر واحد بودن كه دیگر برای شما تجدد پیدا نمی‌كند. شما هستید. شما این احساس را دارید. احساس زمین بودن. احساس این‌كه الآن دور زمین است. گرچه علم ندارید. این احساس، در شما دلالت بر یك امر ثابتی می‌كند، گرچه برای رسیدن به این امر ثابت، شما نیاز به یك كشتی داشته باشید كه دور زمین بگردید.