
جلسه ۷۴۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عمق مطالب سید محرز است ولی جای نقد دارد (اول درس متفرقه) 16/12/1432
جلسه ۷۴۷
10ـ قبل از این آدم كه بود؟
ـ آدم.
ـ قبل از این زمین؟
ـ زمین.
همه را میآیند فرض بكنید كه حضرت، حضرت میگویند قبل از اینها، همه بودند. البته این منافات ندارد با اینكه از نقطه نظر فیزیكی تغییر و تحولاتی باشد، نمیدانم یكی میگوید شش میلیارد سال پیش اینها همه تبدیل به ذرات بودند، یكی میگوید نمیدانم هجده میلیارد، بر حسب ... این چیزهایی كه نه به آن اعتماد میشود كرد، این ها امروز یك چیزی میگویند، فردا عوض میكنند. همین نظریه نسبیت را مگر نیامدند عوض كردند؟ اخیرا گفتند كه باطل است. همین خودشان. خودشان گفتند باطل است. گفتند: الآن از سرعت نور هم ما بالاتر هم داریم. در حالی كه همه میگفتند سرعت چیزی كه در سرعت نور حركت بكند، تبدیل به انرژی میشود، الآن میگویند نه، اینطور نیست.
اینها چیزهایی است كه فرضیات است، حالا خیلی همچین ... ولی آنچه را كه هست، این است كه بالاخره ماده بودن اینها، خب این بالاخره یك امری است كه انسان این را مشاهده میكند و میتواند با غیر ماده، كه همان چیز است، آن افتراقش را بداند. نه ماده با این تعریفی كه دارند میكنند. با آن تعریفی كه ما تا حدودی كردهایم، ولیكن هنوز مانده و هنوز به اصل مسئله ماده و مجرد، ما مسئله را هنوز نپرداختهایم.
این قضیه، این مسئله منافاتی ندارد. چه اشكال دارد كه این جریان قوه و فعل، از هرجایی كه شروع شده و به هرجایی كه ختم میشود، تمام اینها به صورت یك امر ثابت بوده و هست. به صورت یك امر ثابت. حالا در آن یك امر ثابت دارد تغییر و تحولات پیدا میشود. این دست من ثابت است الان یا متحرك است؟ ثابت است دیگر. این الآن بالاخره مچ من را از اینجا در نظر بگیرید تا اینجا چند سیر است؟ من نمیدانم چند سیر است. درست شد؟ خب این یك امری میشود چه؟ ثابت. در عین اینكه این ثابت است، من شروع میكنم این را حركت دادن؛ نه به وزنش اضافه میشود، نه از وزنش كم میشود. نه این طرف میرود، نه آنطرف میرود. در یك جا ایستاده، دستهایم هم خواب رفته، شروع میكنم به مشتمال، هانآن! دارم هی اینطوری میكنم. این چه میشود؟ یك حركت، در یك امر ثابت. تمام گذران این دنیا، همه همین است: حركت در یك امر ثابت. پس بنا بر این باز جناب خواجه كه میفرماید یك اراده فقط بیشتر نیست در خلق این عالم، حق با كی است؟ حق با خواجه است، آنهم خواجه شیراز رحمه الله علیه كه میفرماید:
