
جلسه ۷۴۶
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه نقد کلام سید 15/12/1432
جلسه ۷۴۶
1ادامه نقد كلام سید
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
صحبت در كلام مرحوم سید بود درباره تصویر مثل افلاطونی و تشبیه آن به كیفیت قضاء و قدر. در این مرتبه، عرض شد كه مرحوم سید، كلام خالی از دقت نیست. باید به آن توجه كرد. و به نظر میرسد كه همچین در آن رایحه كشف و شهود هم پیدا میشود. مسئله در اینجا صرف فقط تعقّل و تصویر ذهنی در نبوده است. كه با یك توضیحی نسبت به بعضی از مطالب عرض شد، كه این قضیه میتواند صورت صحیحی داشته باشد.
و ما حصل مطالب مرحوم سید، به این قضیه برگشت كه در عالم مشیت و تقدیر، دو مرتبه وجود دارد كه یك مرتبهاش مرتبه محو و اثبات است، و یك مرتبه بعد كه مرتبه تنجّز و تنفیذ میباشد. و در مرتبه محو و اثبات، آن حقیقت متعینه خارجیه، به صورته الأصلیه، در آن مرتبه قبل حضور دارد؛ منتها قابلیت برای تغیر و تبدّل در آن مرتبه برای او محفوظ است. و از آن مرتبه كه میخواهد برسد به مرتبه بعد كه مرتبه عینیت خارجی است، و تكوّن خارجی، در اینجاست كه عالَم، عالَم تضارب اسباب و علل است. و آنچه را كه از احادیث، از روایات و از مطالب و حكایات در مورد كیفیت تعین اشیاء ملاحظه میكنیم، اینها به مرتبه بعد برمیگردد، نه به مرتبه قبل! یعنی در مرتبه قبل، ما علم و اطلاع نداریم بر اینكه در آنجا چه ثبت شده، و چه چیزی در آنجا تصویر شده و به عبارت دیگر در آنجا نگاشته شده. كه نوشتن و امثال ذلك و اینها، همه عرض كردیم كه همه اینها برگشتش به ثبت واقعیت است. اینی كه داریم دو تا ملك هستند، یكی در یمین و یكی در یسار و حسنات را مینویسند و سیئات را مینویسند، معنای نوشتن در اینجا بوسیله اینها دیگر باید مشخص و واضح باشد، كه نوشتن در اینجا، نوشتن با قلم و مداد و خودنویس و خودكار و قلم نی و مركّب نیست؛ این نوشتن، نوشتن به معنای ثبت شدن است. به معنای نگهداشتن است! منتها در اینجا بنویس به معنای تحقق یك صورتش است، نوشتن در آنجا به معنای تحقق صورت دیگر است. همانطوری كه نور، در اینجا به معنای تحقق یك مصداق از مصادیق آن واقعیت است الظاهر لعینه، لشخصه، المظهِر لغیره. همین نور در عوالم دیگر به صورت دیگری است و به حقیقت دیگری این نور تجلی میكند. در عالم برزخ نوری كه ما مشاهده میكنیم، با این نوری كه در اینجا هست، متفاوت است. در حالی كه خب در آنجا هم روز و شبی وجود دارد و چراغ در آنجا نوری وجود دارد، در حالی كه شما منشأش را نمیبینید. فرض كنید در آنجا میبینید كه روز است، ولیكن خورشیدی را نمیبیند. گاهی اوقات هم خب نور خورشید هم میبیند. یعنی نور بدون خورشید را در آنجا انسان مشاهده میكند؛ منشأ ندارد! ولی در اینجا حتما نور باید مستند به خورشید باشد، یا مستند به چراغ باشد.
