اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۴۶

8
  •  در یك سفری بود كه با مرحوم آقا حج مشرف شده بودیم. من شانزده سالم بود آن زمان، زمان شاه. حج مشرف شده بودیم. یكی از این سیاه‌هایی كه در مدینه بود كار می‌كرد، ـ یك دفعه در قبلًا آنجا خواجه می‌آوردند. الآن دیگر نیست. خواجه می‌آوردند و مثلا ... بیچاره‌ها. ـ ایشان می‌فرمودند: به یكی از این‌ها ـ كه حتما حالا سیاه و این ها بودند ـ این استعدادی دارد كه اگر آن استعداد در مسیر سلوك و تربیت قرار بگیرد، از آن‌ها می‌شود! یكی از آن ... فرمودند. این كه گفتند، ما رفتیم در فكر. یعنی ما و اخوی و این‌ها رفتیم در فكر، این كیست؟ این منظور ایشان ... ما می‌دیدیم دیگر مثلا این‌ها. بعد آن روز وقتی كه مشرف شدیم به حرم، یكی از این‌ها بود، همینطوری چشم ما گرفت، همین مثلا یكی از این ... به آقا گفتیم: آقا منظورتان این است؟ ایشان فرمودند: آره! این است. منظور من. یكی از این‌ها بود!

  •  و خب ما همینطوری به این‌ها یك نظر خیرخواهی می‌كنیم. نظر چیز می‌كنیم. اما در این نفس خدا چه قرار داده، چه اكسیری در این نفس قرار داده كه می‌تواند اگر مورد تربیت قرار بگیرد، چه‌ها كند و چه خبرها بشود. خواجه هم هست! خواجه هم هست. خب این نور و این نورانیت برای چیست؟ این نورانیت، نورانیت چراغ و خورشید و ماه نیست. این نورانیت، نورانیت یكی از مصادیق این قضیه است.

  •  خب این مطلب از این نقطه نظر، كه آن نور، دیگر نوری است كه در او حتی سیاهی هم در آن‌جا نیست كه انسان بین سیاهی و غیر سیاهی فرق بگذارد كه آن نور را می‌گویند نور عالم عماء، كه از نور سیاه بالاتر است! چون در خود نور سیاه، در آن‌جا، یك امتیازی هست، بین انوار، كه همه را می‌گیرد، آن نور، نور مقام واحدیت است، گرچه در بعضی از موارد، آن نور را به احدیت اشتباه می‌كنند. ولی به نظر بنده، آن نور، نور مقام واحدیت است كه همه انوار و همه نعوت و صفات كلیه را در خود به عنوان صفت واحده، می‌گیرد. بعد، یك مرتبه از آن بالاتر، یك حقیقت نوریه است، كه آن حقیقت نوریه، نه سیاه است، نه قرمز است، نه زرد است، و نه سبز، و نه سفید، كه آن حقیقت نوریه، شكل ندارد، و اسم و رسم ندارد، و همان، حقیقت نوریه، عبارت است از وجود بالصرافه حق، كه در آنجا: الله نور السماوات و الأرض، حكایت به آن حقیقت نوریه می‌كند، كه باطن و حقیقت همه اشیاء، آن وجود بالصرافه است كه از او تعبیر به الله نور السماوات و الأرض شده. كه این‌هایی كه بی‌سواد و این‌ها هستند، می‌گویند: خدا، نور دهنده آسمان و زمین است! بعضی از همین، هستند از همین افرادی كه خب ترجمه می‌كنند كه خب منوّر السماوات و الأرض! سماوات و الأرض استنیر بضیائه. به چی. خب این‌ها قابل توجه اصلا نیست.