
جلسه ۷۴۶
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه نقد کلام سید 15/12/1432
جلسه ۷۴۶
3شنیدهاید شما فرض بكنید كه نگاه میكنیم به همدیگر میگوییم فلانی نور دارد؟ آن نور ندارد؟ این نور كجاست؟ این فرض بكنید كه آدم در یك مسجدی میرود احساس نورانیت میكند. آن نورانیت شكلش چی است؟ شكل ندارد. یا اینكه میگوییم در صورت فلانی ظلمت است. بعضیها هستند، آدم نگاه میكند، همچین عكسشان را نگاه میكند، اصلا حالت انقلاب برایش پیدا میشود. جدّاً ها! اصلا بعضی از این افراد، و اشخاص، من بعضی عكسهایی را كه میبینم، صوری را كه میبینم، اصلا یك چنگیزی است، در این قالب! یك مغولی است! یك مغول است، یك تیمور است، یك چنگیز است، یك صدام است، فرض كنید كه یك حیوان ... حیوان كه استغفرالله! حیوان روز قیامت میآید و جلوی ما را میگیرد! من چه گناهی كردهام كه ما را قیاس كردی حیوان كه گناه نمیكند كه ما نمیتوانیم تشبیه كنیم. واقعا یك خونریزِ خیلی ... در قساوت عجیب است. اما خب عجیب است، آدم نگاه میكند ظاهر آراستهای دارد، فرض كنید كه مورد توجه افراد، میروند، میآیند، كار میكند، تجارت میكند، بزّازی میكند، نمیدانم قصابی میكند، هركاری كه میكند؛ اما این صورت، صورت عجیبی است. همانطوری كه در لحن، و در صدا هم انسان ... ولتعرفنّهم فی لحن القول. نمیفرماید لتعرفنّهم فی قولهم. إذا جائک المنافقون قالوا ... إذا جاءکم فاسق بنبأ فتبینوا در اینجا لحن قول در اینجا ندارد. التفات كردید؟ همان نفس كلام است. همان نفس كلامی كه فاسق میآید، آن نفس كلام را تحقیق كنید. هرچیزی را كه نگویید. (....)
وقتی میبینید یك نفر یك دفعه دروغ گفت، دو دفعه دروغ گفت، سه دفعه دروغ گفت، پس معلوم میشود دروغ گفتن برایش این چیز نیست. همچین دروغ گفتن برایش مشكل نیست. همانطوری كه ما راحت فرض كنید كه راست میگوییم، او هم همینطوری به همین راحتی ما دروغ میگوید. هستند بعضیها. هان؟ خیلی برایشان مشكل نیست. دروغ میگویند و اگر یك روزی صدتا دروغ نگفتند، اصلا شب خوابشان نمیبرد! اگر مثلا صد تا فحش ندادند، شب خوابشان نمیبرد، اصلا انگار یك چیزی كم دارند. اصلا باید همه حرفهایشان دروغ باشد. دروغ یك چیز شیرینی بر مذاق آنها میآید! إخفاء، كتمان، حقه بازی، اینها همهاش خیلی شیرین میآید. چرا؟ این نفس برگشته. نفس، برگشته! فطرت عوض شده! آنوقت در صورت اینها نگاه میكنی، میبینی اوه اوه اوه! چه خبر است! چه خبر است! چه خبر است! شاید اگر فرض كنید كه انسان یك حال توجهی داشته باشد، با یك نگاه به صورت آنها بالكل از بین میرود! اینی كه بزرگان میفرمودند با هركسی حرف نزنید و با هركسی تماس نگیرید، به خاطر انتقال همین قضیه است! این قضیه منتقل میشود! آن كدورت در نفس منتقل میشود. آن كدورت در صحبت ... آن مربوط به آن است. دروغ ... ولی بعضیها هستند نه. حرفشان دروغ نیست، میپیچانند آدم را. نمیخواهد ... ظاهرش دروغ نیستها، باطنش دروغ است. ولی با یك ظاهری، با یك كلك بازیای، با یك تبسمی، بله، با یك ظاهر آراستهای، میخواهند خودشان را بنمایانند. عجیب استها! عجیب استها! من بعضی ... چطور بعضیها در این ایفاء نقش حقهبازی، واقعا دست شیطان را میبندند. ایفاء نقش حقه بازی. آنوقت اینها مشمول این آیهاند. این به دروغ بر نمیگردد. به خودِ اصل نفس. ولتعرفنّهم فی لحن القول. یعرف المجرمون بسیماهم. با صورت آنها مجرمین فهمیده میشوند. اگر یك دزدی برود دزدی بكند، شما بر میدارید در چشمش نگاه میكنید، ببینید این چشمش چه میگوید. خب خیلی مواقع مشخص است. بعضیها در دزدی و در خیانت و كلك، آنقدر ماشاءالله، ماشاءالله، ماشاءالله، ـ بزنیم به تخته، كه یك وقتی اینها چشم نخورند! حیف است اینها از بین بروند! ـ در دزدی و تقلب و دروغ انقدر پیش رفتهاند كه انگار نه انگار كه این دارد دروغ میگوید. انگار نه انگار دارد كلك میزند. همینطور قشنگ نگاه میكند و تبسم میكند و ...
