اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۴۶

19
  •  عرض بنده این است كه: ما ازل و ابد نداریم! یك واقعیت بیشتر نیست، این یك واقعیت، عبارت است از وجودِ یك وجود، كه این وجود نه ابتدائی دارد، و نه انتهائی دارد. وجودی كه ابتداء و انتهاء ندارد، دیگر ما او را نمی‌توانیم اسم ازل یا ابد بر او بگذاریم؛ می‌شود یك موجود ثابت! چرا؟ چون حركت، خودِ نفس حركت، مقتضی تبدّل استعداد به فعلیت است. تبدل استعداد به فعلیت، یعنی فاقد فعلیت. چیزی كه فاقد فعلیت باشد، حتما باید یك منشأ برای صدور داشته باشد. ولی اگر چیزی ازلًا و ابداً باشد، این به معنای این است كه اصلا تبدّل استعداد به فعلیت در او چی؟ منتفی است. می‌شود امر، امر ثابت و وقتی كه امر امرِ ثابت شد، دیگر ازلیت و ابدیت در آنجا می‌شود منتفی!

  •  پس بنا بر این خدا هست، وبا خدا لوازم ذاتیه و آثار او هست: كان الله، و لم یكن معه شیء، و الآن كما كان. كان الله و لم یكن معه شیء. بعضی‌ها می‌گویند كان الله و لم یكن معه شیءش درست است. فقره الا كما كان، این را اضافه كرده‌اند. نه آقاجان اضافه نكرده‌اند! كله تو نكشیده است! كان الله و لم یكن معه شیء. كان الله و لم یكن معه شیء درست است. ذات حق بوده است و تحقق داشته و با ذات حق امر دیگری مستحیل است باشد. چرا؟ چون اصل و حقیقه الشیء، و حقیقت الوجود، عباره عن وجود عن حقّه البسیطه بالصرافه و الصرفه این می‌شود چه؟ وجود حق است. وجود بسیطِ صرفه حقیقیه، این عبارت از وجود حق. و لم یكن معه شیء آخر، خب در اینجا صدق می‌كند. و الآن كما كان! الآن هم همینطور است. خب آیا الآن آثاری ندارد؟ آثار دارد. در اینجا ما این آثار را نمی‌توانیم نفی كنیم. و الآن كما كان. پس بنا بر این، از همین حدیث شریف، كه این معجزه امیرالمؤمنین علیه السلام، یا امام صادق است ظاهرا.