
جلسه ۷۴۶
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه نقد کلام سید 15/12/1432
جلسه ۷۴۶
17كه این حقیقت واقعه خارجیه وقتی كه از آن عالم بالا حركت میكند، در اینجا بالاخره به چه صورتی میخواهد تجسم پیدا بكند؟ چطوری میخواهد خودش را نشان بدهد؟ این حركت نزولی را میگویند عالم محو و اثبات! در اینجا مسائل مختلفی پیش میآید. مرتبه تضارب علل و اسباب در اینجا مطرح میشود، این علت در آن علت، این علت در آن علت، اسباب همینطور مختلف، یكی كم میكند، یكی زیاد میكند، یكی صورت را تغییر میدهد، بر میگرداند، همینطور این در هر ثانیه ای در حال تبدّل و تغیر است، تا اینكه به همان حقیقت واقعیه خودش كه حقیقت خارجیه است در اینجا برسد.
این در همین مسائل در حال تغیر است. مثل این كه فرض بكنید كه میخواهند یك نفر را اعدامش بكنند. قاضی هم حكم كرده بر اعدام. اعدامش مسلم است، در این مسئله هم هیچ حرفی نیست. ولی میگویند: اگر این كار را انجام بدهی، این اقرار را بكنی، ما به این وسیله اعدامت میكنیم، این كار را انجام بدهی، اینطور، آن اینطور؛ در نحوهاش ... این نگاه میكند میبیند كدام نحوه تألّمش برایش كمتر است، آن را اختیار میكند. در خود اعدام حرفی نیست. در شكل اعدام: به دار باشد، با تفنگ باشد، با سیم برق باشد، با خفه كردن باشد، كلّه در آب كردن، هرچه میخواهد ... آتش زدن ... در آن كیفیت اعدام، این فرق میكند به اصطلاح خصوصیت و مسئله، تا اینكه بر اساس آن فعلی كه انجام میدهد، آن مصداق اعدام هم مشخص میشود. این سلسله نزول از آن!! به عالم پایین، معنایش همین است. یعنی مطالبی را كه انسان انجام میدهد، قضایایی كه انجام میدهد، و دیگران انجام میدهد، این مسائل در همدیگر تضارب پیدا میكند، نتیجهاش همینی میشود كه الآن ما مشاهده میكنیم. این میشود دیگر آن امر محتوم و امر مختوم كه از لوح محو و اثبات گذشته است. لذا روایاتی كه داریم، مسائلی كه داریم، دعا در شب قدر و امثال ذلك و صله رحم و دیدن مثلا مریض و برّ به والدین و امثال ذلك و اینها همه در اینها تاثیراتی دارد، همه به شكلگیری این قضیه بر میگردد.
