
جلسه ۷۴۶
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه نقد کلام سید 15/12/1432
جلسه ۷۴۶
15الآن هم كه وسایل و اینها هم كه پیشرفتهتر شده. اگر روز قیامت هم یك همچنین كاری خدا انجام بدهد، میگوید خدایا! بندگانت ـ روز قیامت من باشم میگویم! ـ بندگانت در دنیا ما خودمان مونتاژ میكردیم، فیلم میكردیم افراد را! ملائكه كه دیگر بابا دستشان خیلی بالاتر است! قبول نداریم!
خدا میگوید: میمانیم! و لله الحجه البالغه!
لذا هیچكدام اینها نیست. كفی بنفسك الیوم علیك حسیبا. خودت در اینجا دیگر قاضی هستی قضاوت میكنی. خودت در اینجا مجبوری بپذیری واقعیت را. خودت در اینجا مجبوری این حقیقت را دریافت كنی. آن چیست؟ آن عبارت از خودِ عملی را كه بنده انجام دادهام. همان عمل را میآورند، همان عمل را، و همان حقیقت وجودی را، من در خودم احساس میكنم! این میشود تلقّی. این میشود تلقّی!
إذ یتلقّی المتلقّیان، اینی كه اینجاست، و اینی كه اینجاست. نه مركبشان خالی میشود و نه قلمشان میشكند. تمام آنچه را كه انجام میدهیم، آن دوتا ملك در آنجا ثبت میكند. درست؟ عن الیمین و عن الشمال قعید. وقتی در آنجا ثبت كردند، همین دوتا ملك، در شب اول قبر به صورت نكیر و منكر، میآیند در شب اول قبر ... همین دوتا. نشنیده بودید این را؟ هان؟ همین دو تا! ما این دوتا تا حالا با تو بودهایم! حال شما خوب است؟ كسالت كه ندارید؟ شما كجا بودید؟
ـ عجب! تو ندیدی ما را؟! ما تمام اعمال شما را داشتیم، و در آنجا ضبط كردیم. حفظ كردیم. نمازی كه خواندی، روزهای كه گرفتی، دزدیای كه كردی، فلان كه كردی، همین خوب سر جای خود، بد هم، همه آنها در سر جای خود. درست شد؟
حالا كیفیت تبدّل این نكیر و منكر، این هم دیگر از اسرار است! حالا دیگر نمیتوانم صحبتش را بكنم، انشاءالله این قضیه باشد برای بعد و اینها. كه در آن عالم مجردات، چطور این حقایق تغیر صورت پیدا میكنند. همین دوتا ملك، میشود در شب اول قبر، نكیر و منكر ... نه اینكه این دوتا میروند كنار پیش خودشان و یك دوتای دیگر میآیند در اینجا، اینها شروع میكنند.
