اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۴۶

14
  •   ـ باشه! من قرار می‌گذارم!

  •  این «قرار می‌گذارم» را می‌گذارد بیخ حرف او.

  •  باز خب مثلا ... و هلمّ، خب بقیه‌اش بماند. شما كه بهتر می‌دانید! بنده دیگر چه عرض كنم خدمت بزرگان ما هیچ‌وقت اسائه ادب نمی‌كنیم. یاد می‌گیریم، تلمّذ می‌كنیم. این می‌گذارد بغل او. بعد یك هفته، یك نوار می‌فرستد در خانه او: ببین! این نوار را بگیر، پول مرا می‌دهی یا نه؟ ـ یك پول زور می‌خواست از او بگیرد. ـ آقا تا این را می‌بیند، دامبی می‌زند روی سرش! اگر این نوار دست زنش بیفتد چه می‌گوید؟ آقا چنان درست كرده، ـ اینی كه من می‌گویم، دروغ نمی‌گویم، جایی نخوانده‌ام، یكی از افراد به من گفت. گفت برای دوستم یك همچنین تله‌ای فلانی ریخته، چه‌كار كنیم؟ گفتم: عیبی ندارد. راهش این است به زنش بگو بیا، من توجیهش می‌كنم. زنش را آوردند، گفتم: به من اعتماد داری؟ گفت: بله. گفتم: یك شخصی با شوهر تو یك همچنین كاری كرده. گفت: قبول دارم!

  •  هیچ! مالیده شد رفت! ما او را برداشتیم ... آقا وقتی من گوش دادم، ـ زمان شاه البته این اتفاق افتاده. من تقریبا بیست و سه سالم بود. بیست و دو ـ سه سالم بود. آن زمان. وقتی من گوش دادم، من یكی باور كردم كه تمام آن چه كه در این نوار است، درست است! آنوقت شما نگاه كنید. البته الآن هم اتفاق می‌افتدها! الآن هم اتفاق می‌افتد. الآن هم ... شنیدم یك جایی، بعضی از افرادی كه من می‌شناسم، خدا ان‌شاءالله فقط عذاب این‌ها را زیاد كند. بعضی از افرادی كه من می‌شناسم و یك وقتی هم حتی ما سلام و علیك داشتیم با هم، از همین افراد عادی، عادی، مسائلِ چیزی ... با هم مثلا رفیق بودند. خیر سرشان رفیق بودند. بدبخت را می‌برند و فلان و فیلم می‌گیرند و چه می‌كنند و مونتاژ می‌كنند و ... كه چی؟ كه باید فرض بكنید كه كارهایی كه ما كرده‌ایم نباید آن كارها را شما بازگو كنید. از همین افراد عادی، نه این‌كه مربوط به جریانات و مسائل سیاسی و این‌ها؛ نه. این افراد عادی.