اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۴۵

9
  •  گرفته‌اند، یك پرینت از همه می‌گیرند، قشنگ می‌آورند نشان می‌دهند. پرینتشان هم پرینت است‌ها! پرینتشان دیگر كم و زیاد ندارد، یك جایش مركبش كم باشد، یك جایش زیاد باشد و نمی‌دانم دادگاه بخواهد ایراد بگیرد ... نه آقا! نه! یك پرینتی هست، یك پرینتی هست، پدر جد این‌ها هم نمی‌تواند یك همچنین پرینتی بخواهد درست كند. یك پرینتی هست كه آن پرینت را در داخل خود انسان می‌چسبانند! نه این‌كه بیایند نشان بدهند. پرینت را می‌آوردند می‌گذارند در قلب. می‌گذارند در ذهن. همان پرینتی را كه گرفته‌اند ها! این یك هنر است دیگر! می‌گذارند در همین حافظه، در همین ذهن، در همین نفس. وقتی كه این پرینت را در نفس انسان گذاشتند، آدم یك دفعه می‌بیند كه ا! آن خاطره را الآن دارد خودش احساس می‌كند. آخر در دادگاه و این‌ها، پرونده را بر می‌دارند می‌اندازند، آن وكیل است، دادستان است، كی است، قاضی است: شما در فلان روز فلان كار را انجام دادی. این، این را بر می‌دارد ... این رجوع می‌كند به حافظه‌اش و بر می‌گردد به این: آیا این انجام داده یا نداده یا برایش درست كرده‌اند، پاپیچ كرده‌اند؟ پاپوش درست كرده‌اند؟!

  •  خیلی از این‌ها پاپیچ است دیگر. پاپیچ كاری ندارد. پاپیچ درست كرده‌اند. چقدرش درست است، چقدرش این خلاف است. این‌ها را انسان نگاه می‌كند. اما آن‌جا، بله! بله ... كفی بنفسك الیوم علیك حسیبا. خودت امروز دیگر حساب خودت را برس. حسیب یعنی حساب‌رس. ما حساب نمی‌رسیم! ما ... خودت امروز حساب خودت را برس. به تو اعتماد داریم! اینطور نیست پرونده را به تو بدهیم بروی بعضی ورق‌هایش را برداری از لای پرونده. همین ما ... اگر فرض كنید یك دادگاهی بیاید به آن متهم، این طوری عمل كنیم: از فردا دادگاه بیاید، بگوید آقایان متهمین، ما پرونده را می‌دهیم، می‌دهیم كلّش را به دستتان، خودتان این پرونده را بررسی كنید، هفته بعد بیایید در این دادگاه و دفاع كنید. اول كاری كه می‌كنیم، شروع می‌كنیم ورق‌ها را برداشتن. این را برداشتن، آن را برداشتن و آن را برداشتن. بعضی اوقات هم ممكن است تمام پرونده را برداریم! فقط دو تا مقوای اول و آخرش بماند! كار ما گاهی اینطوری می‌شود دیگر! فقط مقوایش دستمان می‌ماند، چیزی در آن نیست!