
جلسه ۷۴۵
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 28/11/1432
جلسه ۷۴۵
8همه معیارها به این سمت است. آن از تیر و شمشیر فرار میكند، آن از تیر و شمشیر استقبال میكند! یعنی به جای فرار، استقبال میكند اصلا. درست شد؟ ما هم همینیم. ما هم همینیم! اگر ما معیارمان آنطرف بود، به این دوتا ملك نگاه میكردیم؛ ها! اینها دارند چكار میكنند؟ دارند حرفها را سیوش (ذخیره) میكنند. دارند نگه میدارند. دیگر هم دیلیت بكنی (پاك كردنی) نیست در كار! نمیدانم باتری نرسید و نمیدانم مموریاش از بین رفت و افتاد در آب سوخت و نمیدانم افتاد شكست و نمیدانم قر و قاطی كرد و برنامهاش به هم ریخت این حرفها نیست. آنها همچین برنامهریزی شده است كه ... دقیق! سر وقت، سر حساب، خطوری بیاید، حرفی بزنی، خاطرهای، فكری، هرچه باشد، میآیند میگویند كه این قضیه را آن شب داشتی. آن روز كه داشتی صحبت میكردی، یك دفعه در حرفهایت ایستادی، یك جملهای را كه به ضررت بود نگفتی، رد شدی رفتی جمله بعد را گفتی. خیال كردی یادمان رفته؟
حالا این اینها را ضبط میكند؟ نمیكند دیگر. این فقط نگاه میكند میبیند یك مكث یك ثانیهای این آقای متكلم، این متكلم قلابی، این متكلم قلابی آمد یك دفعه در حرفهایش یك ثانیهای، دو ثانیهای مكث كرد، رفت آنجا. خب نمیفهمد این چی است دیگر. در این ذهن چه میگذرد، این شیشه و نمیدانم پشم شیشه و كشك شیشه و اینها، این ها را كه دیگر نمیتواند بگیرد. فقط ...
اما اینهایی كه اینجا هستند، دو ملك نه! اینها میگیرند. همان دو ثانیه توقف را، آنها هم جزو بقیه مطالب، ضبطش میكنند. شما آمدی حرف زدی، حرف زدی، به اینجا كه رسیدی، دو ثانیه توقف كردی، فلان خاطره از ذهنت رد شد، به خاطر اینكه به خودت بر نخورد، رفتی جلوتر. بفرما! بعد هم میآیند نشان میدهند. قشنگ روز قیامت این ملائكه یك پرینت میگیرند از همه آنچه را كه در این دنیا از بدو تولد خلاصه گرفتهاند، ضبط كردهاند، حالا بدو تولد و اینها، تا زمانهای سنین بعد و اینها هم كه خب تكلیفی نیست چیزی نیست.
