اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۴۵

7
  •  درست؟ این مسئله خب قابل برای درك است. كه چطور ما از توجه به آن سمت، داریم به این سمت توجه می‌كنیم. به همین مسائل ظاهری و مطالب ظاهری و آن مسائل احساسی، كه مردم راجع به آن به اصطلاح دارند توجه می‌كنند. اما آن‌هایی كه آن طرف هستند، آن‌ها به آن طرف و به آن سمت نگاه می‌كنند.

  •  افرادی كه از دور امام حسین رفتند، این‌ها به چه نگاه می‌كردند؟ به شمشیر نگاه می‌كردند. این شمشیری كه می‌آید زخم بر این‌ها ایجاد می‌كند. به تیر. به فلاخن. به سنگ. به نیزه، به این تیرهایی كه می‌آید، زخم ایجاد می‌كند و جان آن‌ها را می‌گیرد. همین شمشیر و این ابزارها عین ما! كه ما در صحبت‌هایمان، به معیارهایمان به یك مقدار پلاستیك و شیشه و سیم و این‌ها داریم نگاه می‌كنیم! در صحبتمان معیارمان پلاستیك و شیشه و سیم است. هان من كه دارم حرف می‌زنم، الآن هم دارند ما را می‌بینند، درست؟ من یك وقتی حرفی نزنم كه نمی‌دانم فلان جا خراب شود، فلان جا چیز شود، خلاف توقعم این‌ها پیش بیاید. اما آن‌هایی كه به آن طرف نگاه می‌كنند، از این تیر و سنان و نیزه معاندین، استقبال می‌كنند! عابس بن شبیب شاكری نیزه‌اش را در می‌آورد، زره را رها می‌كند و كه نیزه در بدنش فرو برود! ببینید! چقدر معیارها فرق می‌كند! آن دارد از نیزه و شمشیر می‌ترسد، این دارد جوشن و زره‌اش را در می‌آورد كه نیزه و شمشیر به او برود. چرا؟ چون معیار این با معیار او فرق می‌كند. معیار این‌طرف، با معیار آنطرف. این معیارها فرق می‌كند. آن‌ها معیار برای آن سمت دارند، از این وسایل برای رسیدن به آن سمتشان دارند بهره می‌گیرند. این لشكر یزید و لشكر عمرسعد و فلان و این حرفها، معیارشان این طرف است، به این تیر و لشكر امام حسین و این‌ها نگاه می‌كنند كه یك وقتی به آنها نخورد. یك وقتی نخورد. لذا در می‌روند. در نمی‌رفتند؟ خب در می‌رفتند دیگر. یك وقتی به آنها نخورد. یك وقتی برای این‌ها زخم ایجاد نكند. یك وقتی باعث نشود كه بمیرند. یك وقتی باعث نشود زندگی‌شان را از دست بدهند. ببینید!