اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۴۵

3
  • از خدا خواهیم توفیق ادب***بی ادب محروم ماند از لطف رب
  •  این كه دیگر شعرهای پیش پا افتاده ... همینی كه دارد به مولانا فحش می‌دهدها! همینی كه دیگر می‌گوید مولانا سنی است. همینی كه می‌گوید مولانا ضدّ فلان است، موقع ادب كه می‌شود، می‌بینیم شعر مولانا را دارد می‌خواند. خب نخوان دیگر! اگر مولانا سنی است، اگر آدم منحرفی است، اگر آدم چیز است، چرا شعرش را می‌آوری بخوانی؟ چرا با خواندن شعرش تبلیغ می‌كنی؟ خب تبلیغ است دیگر. طرف بر می‌دارد نگاه می‌كند می‌بیند ا این مال مولاناست.

  • از خدا خواهیم توفیق ادب***بی‌ادب محروم ماند از فیض رب
  •  یا درباره اخلاص فرض كنید كه می‌خواهد صحبت كند. راجع به اخلاص علی می‌خواهد حرف بزند. این همه شعراء هستند، همه هم راجع به علی مدیحه‌سرایی كرده‌اند، شعرسرایی كرده‌اند، صحبت كرده‌اند، صاف می‌آید كه ... این اشعار مولانا را می‌خواند:

  • از علی آموز اخلاص عمل***شیر حق را دان منزّه از دغل
  • او خدو انداخت بر روی علی***افتخار هر ولی و هر وصی
  •  (یا هر ولی و هر نبی)

  •  و همینطور تا می‌آید به اینجا.

  •  من خودم بعضی از سال‌ها، سابق بود كه در تهران، مسجد قائم وقتی كه در ایام محرم بود، من می‌دیدم كه بعضی‌ها كه دعوت می‌شوند و این حرفها، ـ خب افراد فاضلی هم بودند، فاضلی بودند انصافا و این‌ها، ـ خوب صحبت می‌كردند، خوب روضه می‌خواندند، ایام عاشورا هم بود در مطالبشان. به جای مثنوی را می‌گفتند: ملّا محمد بلخی! فلان، بعد شروع می‌كردند چند شعر از اشعار مثنوی را خواندن، آن هم با صدا؛ صدایشان هم خب گیرا بود و خوب بود. خدا رحمتشان كند. بالاخره همه اشتباه می‌كنیم دیگر. آن‌ها هم اشتباه كردند دیگر. نمی‌گوییم كه این‌ها معاندند. اشتباه كردند و خدا می‌بخشد و همین مولانا از آنها شفاعت می‌كند! همین خودش می‌آید شفاعت می‌كند. به همه‌شان هم می‌خندند! این‌ها دریا هستند از نظر رحمت پروردگار و فیض پروردگار، این اولیاء خدا دریایند. دریا هستند. به این چیزها نگاه نمی كنند. به این دو سه تا كلام و تلفظ و این تعابیر و این‌ها نگاه نمی‌كنند. بنده خدا ... الآن هم همینطور است. از روی جهالت و این‌ها حرف می‌زنند. عناد خیلی بد است. عناد خیلی بد است. این عناد پدر انسان را در می‌آورد. آن‌وقت همین آقا كه در صحبت‌هایش از اشعار مولانا می‌خواند، بعدش می‌گفت كه: نمی‌دانم این انحرافاتی دارد، این نمی‌دانم چی دارد، این سنّی است ... البته راجع به سنّی بودنش من یك دفعه شنیدم كه گفته بود كه: سنّی محب اهل‌بیت. این را گفته بود. ولی مثلا سنّی است و فلان و چیز. یا فرض كنید آن آقایی كه در یك جای دیگر دارد می‌گوید كه: خجالت نكش! بگو مثنوی كافر است! بگو مثنوی كافر است!