
جلسه ۷۴۵
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 28/11/1432
جلسه ۷۴۵
1بسم الله الرحمن الرحیم
چقدر خوب بود ما به این اندازه كه به این دم و دستگاهها احترام بگذاریم، اینها، اینها رو نگاه كنید! و از اینها بترسیم، از این دو تا مَلَكی كه اینطرف و آنطرفمان نشستهاند، یك خورده هراس داشتیم و یك خورده حساب میبردیم. از این دو تا ملك، إذ یتلقّی المتلقّیان عن الیمین و عن الشمال قعید سوره ق، آیه ١٧؛ عجیب! اینها كه اینها هستند همین بساط دنیا، البته حالا میشود برای خدایی هم از آن استفاده كرد! نه اینكه حالا ... اینها یك حافظه دارند؛ یك ابزار و ادوات دارند. توجه كردید؟! در حافظهشان ضبط بكنند. گاهی اوقات پاك میشود. گاهی اوقات به هم میریزد. قاطی میشود. در واقع شیر تو شیر میشود. گاهی اوقات موبایل ما، آنوقتهایی كه موبایل داشتیم و اینها، گاهی اوقات به ما تلفن میشد، میگفتم: بفرما!
ـ ا؟! آقا ببخشید! ما نگرفتیم! این موبایل خودش گرفته!
خود موبایل میگرفت! این تلفن ... این را میگویند شیر تو شیرها! بالاخره خط روی خط و فلان و این چیزها. درست؟ گاهی اوقات میشكند، گاهی اوقات میسوزد، گاهی اوقات باطریاش تمام میشود، گاهی اوقات سیو میكند، بعضیها را نمیكند. مختلف است. ما از یك دستگاه اینطوری، با این همه ضعفهایش، و با اینهمه كاستیهایش، آنچنان میترسیم، آنچنان میترسیم كه مبادا نمیدانم یك حرف اضافه بزنیم، مبادا یك چیزی را كم بگوییم، مبادا یك چیزی بگوییم به یك جایی بخورد، به یك جایی نخورد؛ حالا به هرجایش میخواهد بخورد. نمیدانم بالاخره لحاظ میكنیم دیگر. اینها چیزهایی است كه ملاحظه میكنیم. ملاحظه هم كه بد نیست، خوب است! آدم عاقل ملاحظه میكند دیگر. آدم عاقل ملاحظه میكند. میگویند آدم عاقل عقلش جلوتر از زبانش است. آدم خل و چل، عقلش پشت زبانش است. اول حرف میزند بعد فكر میكند حالا چه گفتهام؟! خب حالا چه گفتهام؟ این كه گفتهام چه بوده؟ چه تبعاتی داشته، چه مسائلی داشته؟
اما اینی كه اینجا نشسته، این دوتا، ملائكه ثبت و ضبط، حسنات، سیئات، یك كلام ازاینها، پاك نمیشود، یك خطور هم، شما در ذهنتان یك خطور پیدا بشود، خطور بد، خطور خوب. اینها از بین نمیرود. ما یلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَیهِ رَقیبٌ عَتیدٌ. یك كلام شما بگویید، ملائكه رقیب وعتید، اینها نگه میدارند. و حفظ میكنند. در پرونده ثبت میكنند. و چقدر خوب است كه انسان وقتی میخواهد یك چیزی بگوید، مواظب باشد. بیش از آن مقداری كه باید بگوید، نگوید. آنچه را كه نباید بگوید، نگوید. و از پیش خود مسائل را كم و زیاد نكند! چقدر خوب است واقعا. منتها ما معیارمان برای تشخیص حسن و قبح، و در نتیجه اهتمام به این تشخیص، برعكس است. ما اهل دنیا، چون تشخیصمان تشخیص دنیایی است، فكرمان فكر دنیایی است، مصالحمان مصالح دنیایی است، این نفهمد، آن نفهمد، این بفهمد، ببینم اینی كه میگویم یكوقت به او برنخورد، فردا با او كار دارم. میرود میگوید ا آقا فلان چند روز پیش راجع به ما این حرف را زدی. و و همین مصالح دنیایی كه خودتان دارید میبینید دیگر ماشاءالله. چیزی كه وجود ندارد خدا و پیغمبر است! این مصالح دنیایی، وقتی كه هست، ذهنمان، از این ملائكه اینطرف و آنطرف میآید به چه؟ میآید به یك مشت سیم و شیشه و نمیدانم پلاستیك و بله مس و كائوچو و از این چیزها. یك مشت مس و كائوچو، سیم. سیم است دیگر، اینها سیم است دیگر. ما كه الآن داریم نگاه میكنیم به اینها، به چه داریم نگاه می كنیم؟ به شیشه نگاه میكنیم و نمیدانم آن چیزش و نمیدانم زومش و نمیدانم كائوچو و ... یعنی یك مشت كائوچو و پلاستیك و سیم و اینها، به این مقدار فهم ما را گرفته، قلب ما را گرفته، ذهن ما را به خود مشغول كرده. به خود مشغول كرده. اما برای آن افرادی كه آنطرف مسئله را نگاه میكنند، آن طرف قضیه را میبینند، اصلا اینها مطرح نیست. فقط آنطرف مطرح است. حالا این چه ضبط میكند؟ هرچه میخواهد بكند! برای عمهاش! برود بكند! حالا من حرف میزنم این چه چیزی میخواهد فرض بكنید كه از من نگه دارد.
