
جلسه ۷۴۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه نقد و نظر کلام سید (اول درس متفرقه) 27/11/1432
جلسه ۷۴۴
9گفتم: خب شاید ایشان یك كتابهایی خواندهاند من نخواندهام! من سوادم آنقدر میرسد. و بیش از این من چیز نیستم. و چه نمیكنم.
خلاصه این رفته بود و در آنجا خودش گفت: میگفت وقتی كه من میرفتم بر سر سفرهای كه مرد نامحرم و اینها آمده بودند، خودم احساس كدورت و احساس سنگینی میكردم.
ـ ببینید! چقدر مسئله، مهم است. ـ و از اینجا فهمیدم كه فلانی راست میگوید. از اینجا فهمیدم كه فلانی راست میگوید1.
از افراد سؤال كنید، بگویند: نه آقا چه اشكالی دارد؟ حالا مرد دارد برای خودش شام میخورد، زن هم برای خودش دارد شام میخورد. این اشكال ندارد!
بنده، موارد عدیدهای سراغ دارم، از «از هم پاشیدگی خانوادهها» به واسطه همین سفره مختلط! موارد عدیدهای، كه ریشهاش و اصلش از اینجا شروع شده بوده2. این مطالبی را كه بزرگان میگویند، خب بیجهت كه نمیگویند3.
خب بله، یك وقتی حالا فرض بكنید كه یك سفرهای هست، انسان خیلی ناچار است، این مرد آن طرف نشسته، حالا این هم اینطرف نشسته، هیچ ارتباطی خب ندارند، میگوییم حالا یك جور تسامحی ما بتوانیم. امّا سفرهای كه مرد آنجا نشسته، دارد تا فیها خالدون طرف را دارد نگاه میكند، آخر این سفره خوردن دارد؟ جایز است؟!
حرف میزنند، میخندند، مزاح میكنند، چه كار میكنند. وقتی كه محرم و نامحرمی دیگر مطرح نباشد، همهچیز هست. و از آن گذشته، مطالب دیگری هم بالاتر از این است. فقط حتماً باید مسئله به همان مسائل قبیح و وقیح برسد تا حرام باشد؟ یا اینكه نه، اثرش را میگذارد. چه اینكه برسد، چه اینكه نرسد. این دل، گرفته میشود. شما اگر با خواهر زنتان صحبت كنید، این اثر نفسانی در دلتان میماند! حالا مطلب باید حتماً به مسائل كذا و كذا منتهی بشود؟ نه! شما وقتی كه با یك نامحرم صحبت كنید، چرا میگویند زن نباید با مرد صحبت كند؟ چرا مرد نباید با زن صحبت كند؟ چرا نباید با هم شوخی كنند؟ چرا نباید بخندند؟ این اثر را میگذارد. هان! و زندگانی دچار مشكل میشود احكام شرع، بر اساس ترتیب مقدِّمات برای رسیدن به آن مقصد و فعلیت است. نه برای انجام دادن یك امور ظاهری و بعد هم مثل گاو و خر مردن4!! بله، اگر انسان میخواهد مثل گاو و گوسفند بمیرد، نه اشكال ندارد! هركاری هم میخواهد بكند بالاخره همینقدر لگد به این و آن نیندازد! بیچاره خر و گوسفند چه كار میكنند؟ بارشان را میبرند و فلان و بعد هم میافتند و میمیرند دیگر! یا آن را میبرند سلّاخخانه و یا آن كه خودش بیفتد بمیرد. نهایت همین است.
- رجوع شودبه شرح حديث عنوان بصرى جلسه هشتادودوّم دقيقه ٤٥ به بعد (نرم افزارکيمياى سعادت)
- رجوع شودبه کتاب حيات جاويد ص ٣١ و ٣٢ و ٤٠ تا ٤٤ و ١٩٠ تا ٢٠٠
- رجوع شودبه کتاب ولايت فقيه ج ١ ص ٢٢٣ و ٢٢٤
- رجوع شودبه کتاب اسرارملکوت ج ٢ ص ٨٩ و ٩٢ و ٣٩٤ وتفسيربيان السعاده ج ١ ص ١٣٢ و ١٣٣ ذيل آيه ١٠٤ سوره بقره وسعادت نامه ص ١١٤ و ١٢٣ سلطان محمدگنابادى رضوان الله عليه
