
جلسه ۷۴۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه نقد و نظر کلام سید (اول درس متفرقه) 27/11/1432
جلسه ۷۴۴
14من الآن از شما یك سؤال میكنم. الآن فرض بكنید كه هشت و بیست دقیقه است. آیا الآن چشم شما مرا در هشت و بیست و پنج دقیقه می بیند؟ نه. الآن چشم شما دارد مرا در هشت و بیست دقیقه میبیند. آیا هشت و بیست و پنج دقیقه من اصلًا در اینجا هستم كه چشم شما را ببینم؟ احتمال دارد نباشم. یك دقیقه به هشت و بیست و پنج دقیقه میگذارم از اینجا در میروم! میگویم بمانید اینجا ما رفتیم! مثل خیلی روزهای دیگر! درست شد؟ یك روز مثلًا یك دقیقه مانده. خب، پس شما مرا در هشت و بیست و پنج دقیقه نمیبینید. یا اینكه فرض بكنید كه آنچه را كه در هشت و بیست و پنج دقیقه چشم شما مرا میبیند، آیا همان چشم، هشت و بیست دقیقه، پنج دقیقه قبل را میبیند؟ نه دیگر، آن را نمیبیند. آن رفت. كجا رفت؟ كجا رفت؟ و آنی كه میآید، و آنی كه میآید، آن از كجا میآید؟ آخر ما میگوییم الآن هشت و بیست دقیقه. دو دقیقهاش گذشت، شد هشت و بیست و دو دقیقه. الآنی كه هشت وبیست دقیقه است، سه دقیقه دیگر، یك واقعهای اتفاق میافتد و آن حضور ما در این اتاق است و چشم به واسطه مواجهه با این حضور در این زمان خاص، به یك مسائلی اطلاع پیدا میكند. آن واقعیتی كه در سه دقیقه دیگر اتفاق میافتد، كجا بوده كه اتفاق میافتد؟ صحبت بنده این است. ببینید! خیلی دارم مسئله را نزدیك میكنمها! چون یقین داریم بر اینكه هشت و بیست و پنج دقیقه ـ حالا یقین داریم یعنی چیز [ظن قریب به یقین] داریم؛ نه اینكه یقین داریم. آدم از ده ثانیه بعد خودش هم اطلاع ندارد. ولی بر حسب ظاهر ـ ما الآن، الآن ببینید هشت و بیست و سه دقیقه است. ما میدانیم بر همین اساس به هشت و بیست و پنج دقیقه هم میرسیم. میرسیم یا نه؟ خب صبر كنید الآن دو دقیقه دیگر میرسیم دیگر. هان! هشت و بیست و سه دقیقه دیگر است. اینی كه ما میرسیم در هشت و بیست و پنج دقیقه، ما كجا هستیم؟ در چه فضایی هستیم كه بعد به آن میرسیم؟ نیستیم و بعد هست میشویم؟ یا هستیم برای ما انكشاف پیدا میشود؟ ما هستیم! ما در هشت و بیست و پنج دقیقه هستیم؛ اطلاع نداریم! وقتی كه هشت و بیست و پنج دقیقه شد، هان حالا چشم دید. هان! ا؟
