اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه نقد و نظر کلام سید (اول درس متفرقه) 27/11/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۴۴

13
  •  چرا این‌طوری است قضیه؟ بعد می‌فهمیدم این اصلًا آمده كه از ایشان برای این اوكِی بگیرد. برای این كارش. این بار را بسته، در ذهنش آن كاری را كه باید انجام بدهد را فرض بكنید كه تمام كرده، فقط حالا از باب یك ادبی، یك چیزی، فلان و ... می‌گوید خب حالا كه آمدی سر ما را شیره بمالی، بگذار ما هم یك گونی روی سرت می‌كشیم! خوب شیره این‌جا بماستد! چون شیره نماستد جناب آقا، می‌ریزد! از اینجا می‌ریزد. وقتی انسان به كله‌اش شیره می‌مالد، آن‌هایی كه اهلش هستند، كاری می‌كنند شیره بماستد! حرام نشود! اسراف حرام است! این قشنگ خوب بماستد و خوب كاملًا آن فایده‌اش را برساند. حالا نمی‌دانم چه فایده‌ای به كله می‌رساند شیره. این قشنگ فایده‌اش را برساند. درست؟ طرف هم بلند می‌شود و می‌رود.

  •  مواردی بود. خیلی موارد عدیده. مسائلی كه اصلًا گفتنش صحیح نیست. و بعضی‌ها هم خب نه. همان سؤال را می‌آید می‌كند و همان مطلب را می‌آید می‌كند، صریح جواب نمی‌دهندها! یك جوری حرف می‌زنند، یك جوری صحبت می‌كنند كه طرف دوریالی‌اش می‌افتد: نه! نباید این كار را انجام بدهیم.

  •  خب محذور دارند. نمی‌توانند بگویند بكن یا نكن. ولی به یك نحوی مطلب را بیان می‌كنند كه او مسئله را بفهمد. چرا؟ چون این هنوز بارش را نبسته. آن اوّلی بارش را بسته بود. این بارش را نبسته. وقتی بار را نبندند، مطلب را به او می‌گویند. می‌گویند آقا این كار را بكنید، یا این كار را نكنید.

  •  خب حالا صحبت در این است كه این كه الآن خواب دیده كه این بچه دو ماه دیگر به دنیا می‌آید و اسمش مصطفی است، خب این كه اصلًا وجود خارجی ندارد! این چطور خواب را می‌بیند؟ از كجا می‌بیند؟ خب نمی‌توانیم بگوییم هم دروغ است؛ خب هست دیگر. واقعیت را دیده.

  •  پس بنا براین، آن جنبه ترتّب حقیقت صوریه، بعدش حقیقت مثالیه، كه در عالم مثال هست، این حقیقت صوریه و مثالیه، این دوتا، در آن واحد ولكن مترتب بر یكدیگر وجود دارند. درست؟ كلام مرحوم سید این است كه آن حقیقت خارجیه الآن هم وجود دارد. ولی در حقائق صوریه و مثالیه، چون حیثیت ثبوت هست، شما اطلاع بر آن پیدا می‌كنید. در حقائق ملكیه و عینیه چون باید در زمان واقع بشود، چشم شما نمی‌بیند. این قضیه را چشم شما نمی‌بیند، چون چشم یك حالت فیزیكی دارد و به واسطه ارتباطات فیزیكی است كه می‌تواند صور را در خودش ذخیره كند، برگرداند. وقتی كه شیئی در خارج الآن وجود ندارد، و باید زمان سپری بشود پس قبل از آن را چشم نمی‌بیند