
جلسه ۷۴۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه نقد و نظر کلام سید (اول درس متفرقه) 27/11/1432
جلسه ۷۴۴
11ولی اگر نه، انسان به دنبال این باشد كه آنچه كه حق است ببیند چیست. خدا هم برایش باز میكند. سهل باشد، سهل. سخت باشد، سخت. از این نقطه نظر تفاوتی مسئله نمیكند.
بله. بنده نظرم این است كه نشستن بر سر سفره مختلط حرام است. گفتهام، به همه هم گفتهام. خیلی خب، حالا یكی میخواهد گوش ندهد، ندهد. اجبار نیست. بنده رساله در نیاوردهام كه مثل همینطور فرض كنید گونی بریزم در خیابانها. نه. نظر خودم است، شخص خودم است. به كسی هم نگفتهام بیا از من سؤال كن. هركس سؤال میكند، میگویم این است، مسئولیتش هم به گردن خودت. نه اجبار و نه چیزی هست. این، نشانه راهی است كه ما میرویم!
لذا وظیفهای كه فعلًا فقهاء به عهده دارند، این نیست كه فقط یك حكم ظاهری را بیان كنند و مسئولیت را از دوش خودشان بردارند. بلكه باید آنچیزی را كه به صلاح مكلّف و به صلاح سائل است به او بگویند.1
خیلی وقتها از من سؤال میكنند، میگویند: آقا فلان معامله را انجام بدهیم؟
میگویم: به حسب ظاهر اشكال ندارد. ولی این معامله در آن نكبت است، بركت ندارد، برایت بدبختی میآورد! ولی به حسب ظاهر شرع و فرمولی2، نه! این ایراد ندارد. خودش هر طوری اختیار بكند. شاید بگوید من این را اختیار میكنم، من نمیخواهم برایم بدبختی بیاورد. یكی ممكن است نه! «من میخواهم سهل انگاری بكنم و دنبال آن بروم و آن را انجام بدهم». ما وظیفهمان این است كه بگوییم. ما وظیفهمان این است كه به مخاطب بگوییم. آمده از من در حال احرام سؤال كرده كه ـ در منا ـ آقا من حج سوّمم است، سرم را بتراشم؟ میتوانم سرم را نتراشم؟
گفتم: ببین آقاجان! تراشیدن سر، آنی كه واجب است، در همان حج اوّل است كه همان حجَّه الإسلام است. در حج دوّم و سوّم مستحب مؤكد است، قریب به وجوب. ولی بدان، بدان كه مرحوم پدر من، كه مطالبش، ما فوق مطالب من و امثال من است، مافوق است، درست؟ ایشان فرموده است: كسی كه سرش را نتراشد، نورانیت حج در چهره او ظاهر نمیشود. حالا خودت میدانی3!
- رجوع شودبه کتاب حيات جاويدص ٣٢ تا ٤٠
- براى اطلاع برمضرات فقه فرمولى رجوع شودبه کتاب نورملکوت قرآن ج ٢ ص ٣٢١ وج ٤ ص ٥٥ وولايت فقيه ج ٢ ص ١٤٠ ووظيفه فردمسلمان دراحياى حکومت اسلام ص ١٥٨ و ١٥٩
- رجوع شودبه شرح حديث عنوان بصرى جلسه ٩١ دقيقه ٦٠ به بعد ومباحث توضيحات واحکام حج (نرم افزارکيمياى سعادت)
