
جلسه ۷۴۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه نقد و نظر کلام سید (اول درس متفرقه) 27/11/1432
جلسه ۷۴۴
7اصلًا نه سونوگرافی ... این خودش سونوگرافی سرِ خود!
گفتند: از كجا؟
گفت: من خواب دیدم این به دنیا میآید و اسمش هم مصطفی است.
بعد دو ماه دیگر! هنوز كه خبری نیست. دو ماه بعد، ـ این هفت ماهه بوده ـ این مادرش ـ حالا هركس، یا خالهاش، هركس ـ این وضع حمل میكند، میبینند بله پسر است. بعد در اسمش اختلاف میشود. بین این فامیل پدر و بین فامیل مادر اختلاف میشود. خلاصه هرچه میكنند، تا اینكه یك نفر را میآورند كه مثلًا اواسم بگذارد. او هم همینطور مصطفی میگذارد! میبینند مصطفی ...
خب این از كجا فهمید؟ این كه هنوز وجود خارجی ندارد! این چه را خواب دیده؟ چیزی را كه هنوز نیست را چطور خوابش را دیده؟ این كه هنوز نیست1! و بعد هم مصطفی، چرا نگفت مرتضی؟ چرا نگفت هوشنگ؟ چرا نگفت جمشید؟ چرا نگفت ساناز؟ چه چه؟ ساناز كه برای دختر است؟ پسر است؟ مال سوتیها، موتیها! از این نمیدانم چیها.
تلمیذ: سِتیا!
استاد ـ ستیا؟! خب شما بیشتر از ما در صحنهاید! از این اسامی اطلاع درستدارید.
یك دفعه مرحوم آقا یك جا عقد رفته بودند. اتفاقاً عقد هم همان روبروی منزل ما بود. همان زمان شاه. بله. رفته بودند و بله، و ما هم در خدمتشان بودیم. دیگر آمدند برای چیز [عقد]. گفتند كه نه آقا، خلاصه میخواهند عروس خانم شما را ببینند. ببینند یعنی صدای شما را بشنود. نه این كه گفتند ... گفتند باشد ما میرویم. ما چیزی نداریم. ما بلند میشویم میرویم.
آمدند كنار در، در هال، آن زنها هم آنجا بودند. ـ حالا شنیدهام بعضی از اینها بلند میشوند در خودِ مجلس! قشنگ، میروند با صفا! در مجلس و عالی! عروس خانم اینطرف و بقیه هم آن طرف و خلاصه این حاجآقا هم یك حال خوبی میكند و بعد یك خطبه از روی رضا و اینها هم خطبه میخواند و بلند میشود میرود. ـ مرحوم آقا كنار در نشسته بودند و بله صحبت شد، گفتند: اسم این چیست؟
- رجوع شودبه کتاب افق وحى ص ١١٧ و ١٢٥
