
جلسه ۷۴۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه نقد و نظر کلام سید (اول درس متفرقه) 27/11/1432
جلسه ۷۴۴
6این هم الآن خب این كه وجود عینیاش را ندیده. وجود عینیاش در یك شهر دیگر است. پس چه چیزی را دیده؟ و اینی هم كه دیده كه دروغ نبوده. دیده و صورت مثالی را دیده، در حالی كه وجود عینی و وجود مُلكی برای او مخفی است. و مختفی است. پس آنچه را كه ما در خواب میبینیم یك حقیقت خارجی است كه آن حقیقت خارجی آن یك جنبه مثالی دارد و یك وجود ثابت دارد كه به واسطه اتصال مثال با آن مثال، برای انسان منكشف میشود. آن به جای خودش هست. چه ما خواب ببینیم چه نبینیم. ممكن است كه بعضی از این حقائق مثالیه وجود عینی خارجی نداشته باشند! شخص از دنیا رفته، جنازهاش هم خاك شده، استخوانهایش هم همه پودر شده. هان وقتی كه این قبر را باز میكنند دیدهاید؟ من دیدهام. رفته بودیم یك جایی، قبر را باز كرده بودند، از استخوان هیچ باقی نمانده بود. اصلًا اصلًا، كأن لم یكن شیئاً مذكوراً1. خب این یك شخصی اینجا بود، زنده بود، حیات داشت، فوت كرد، اینجا دفنش كردند، چه بود، الآن كه انسان میرود، هیچ وجود ندارد، اصلًا یك خاك هم حتی نمیبیند. اصلًا انگار دفنش نكردهاند. حالا بعضی موارد یك استخوانهایی، چیزی پیدا میشود و خب آن هم واجب است كه انسان با همان میت هم دفن كند. ولی اصلًا در گاهی از اوقات هیچی نیست. اصلًا انگار نه انگار. پس چرا شما مثالش را میبینید؟ اینی كه شما میبینید و به شما میگویند كه فرض بكنید كه ما فلانكار داریم، فلان مسئله داریم، این كار را انجام بده، مربوط به چیست؟ مربوط به آن وجود مثالی است2!
گاهی از اوقات هنوز وجود عینی در خارج تحقق پیدا نكرده، عكس این مسئله! این خیلی عجیب است! این خیلی عجیب است! شخص خواب میبیند، كه فلان شخص ـ یكی از قوم و خویشهای ما بود. اتفاقاً یك بچهای داشت، و خیلی بچه خوب و چیزی هم بود. اصلًا نمیدانم الآن كجاست ـ این مادرش حامله بود. و صحبت این بود و این هم حدود هفت، هشت ماهش بود. و صحبت این بود كه خب حالا این كه به دنیا میآید چه است؟ دختر است؟ پسر است؟ آن موقعها هم اصلًا سونوگرافی نبود. این حرفها نبود. آن سابقها این چیزها نبود. من یادم هست. بعد این آمد، گفتش كه اینی به دنیا میآید، پسر است، اسمش هم مصطفی خواهد بود!
- تلميحى است به آيه ١ سوره الدهر (الانسان)
- رجوع شودبه کتاب معادشناسى ج ١ ص ١٧٥ تا ١٨٦
