
جلسه ۷۴۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه نقد و نظر کلام سید (اول درس متفرقه) 27/11/1432
جلسه ۷۴۴
1ادامه نقد و نظر كلام سید
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
مرحوم آقا یك تزی داشتند و میگفتند: انسان باید در هر مسئلهای به بهترین نحوه و بالاترین حد آن عمل كند و برسد. این خیلی عجیب بود، خلاصه در هر قضیهای، و این حكایت از یك اصل مبنایی میكند. در همه چیز انسان باید این مسئله را ملاحظه كند. مثلًا میخواستند متنی بدهند برای خطاطی برای یك تبلیغی، اعلانی، جشنی، كه یك خطی مثلًا بنویسند، میرفتند سراغ بهترین خطاط! در حالتی كه میتوانستند به افرادی كه پایینتر بودند مراجعه كنند. بهترین خطاطها در آن موقع همین سیدحسین و سیدحسن میرخانی بودند. پیش آنها میرفتند و اعلانهای اعیاد و این مراسمها را میدادند بنویسند. حتی یك دفعه صحبت شد، كه مثلًا در همان موقع آقای زرین خط هم بود، ولی خطش را در همان موقعی كه ما میرفتیم انجمن خوشنویسان، اینها قبول نداشتند، یعنی همین دور و بریهای میرخانی، زرین خط را قبول نداشتند و آدم وقتی كه نگاه میكرد تفاوت را میفهمید! اگر انسان این مطلب را به عنوان یك اصل مبنایی بپذیرد، آنوقت نفسش روی همین اصل، قوام پیدا میكند و آن قوام دیگر خیلی مهم است1.
مردم همینطوریاند، یعنی به این مسئله توجه ندارند، آن اهتمام را ندارند، میگویند هرچه شد شد آقا! در همه چی ها! در هر قضیهای، بعد هم سرشان به سنگ میخورد. مثلًا میگویند كه یك بنایی بیاور بنایی بسازد میگویند: آن گران میگیرد، آن چه میگیرد ... یا راجع به این مسائل تقلید و مرجع میگویند: آقایان هستند دیگر، از هر كدام كه میخواهید تقلید بكنید! یا اینكه بعضیها هستند میگویند اصلًا آن كسی كه فتاویش آسانتر است، آن كه آسانتر است، آن را بیایید مثلًا انتخاب كنید.
آنوقت اینجاست كه انسان به این آیات قرآن وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ2، ... فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ3 پی میبرد4. كه چرا اكثرهم لا یعلمون؟ چون مبنا، بر عدم توجه و عدم دقت به یك واقعیت است. این اصل است! وقتی كه اینطور شد، آنوقت دیگر در این رعایتها، بیمبالات هستند، بله، كار میرسد به همینجا كه میبینید، جدّاً ... الآن شما در این عناوینی كه متداول هست بین افراد و بین اشخاص و اهل علم، واقعاً این عناوین بر اساس چه معیارهائی است؟ چه معیاری؟ به فلان شخص فلان چیز را بگوییم! چه میزانی برای این مسئله در نظر گرفته میشود؟ خب اگر مسئله، مسئله علمیت است، خب مشخص است كه علمیت خیلیها با این عناوین تطبیق نمیكند، برای خیلیها تطبیق نمیكند، اگر مسئله، مسئله شهرت است، خب بفهمیم اینها بر اساس علمیت نیست، و فقط برای شهرت است. الآن به ما، فرض بكنید كه سرباز صفر میگویند، فردا شهرت پیدا میكنیم میشویم سرلشكر! در عرض دو روز میشویم سرلشكر! سپهبد، اینها هم همینطور، اینها هم به همین كیفیت، بله! این اتقان در مسئله، و اتقان در مبانی، برای همیشه انسان مفید است.
- براى اطلاع رجوع شود به شرح حديث عنوان بصرى استاد، جلسه ٦٥، دقيقه ٤٢ به بعد (نرم افزارکيمياى سعادت)
- سوره الانعام (٦) آيه ٣٧ و سوره الاعراف (٧) آيه ١٣١ و سوره الانفال (٨) آيه ٣٤ و سوره يونس (١٠) آيه ٥٥ و سوره القصص (٢٨) آيه ١٣ و ٥٧ و سوره الزمر (٣٩) آيه ٢٩ و ٤٩ و سوره الدخان (٤٤) آيه ٣٩ و سوره طور (٥١) آيه ٤٧ و سوره النحل (١٦) آيه ٧٥ و ١٠١ و سوره النمل (٢٧) آيه ٦١ و سوره لقمان (٣١) آيه ٢٥
- سوره التوبه (٩) آيه ٨٧ و ١٢٧ و سوره الفتح (٤٨) آيه ١٥ و سوره الحشر (٥٩) آيه ١٣ سوره المنافقون (٦٣) آيه ٣ و ٧
- رجوع شود به کتاب امام شناسى، ج ٢، درس نوزدهم
