
تبیین رابطه علیت و تحقق معلول در نظام هستی
تحلیل جایگاه اراده الهی و اختیار انسان در وقوع حوادث
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی کلامی پیرامون رابطه علت و معلول و نحوه تحقق حوادث در نظام هستی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای کلامی در باب ازلیت معلول آغاز شده و با بررسی جایگاه اراده الهی به عنوان حلقه اتصال میان علم و تحقق خارجی، ادامه مییابد. در این مسیر، استاد با بهرهگیری از مثالهای ملموس، تفاوت میان مراتب علم، مثال و عین را روشن کرده و به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه حوادث پیش از وقوع، در مراتب عالیتر هستی حضور دارند. همچنین، ایشان با تأکید بر لزوم دقت در انتخابها و مسئولیتهای فردی، به نقد سهلانگاریهای رایج در احکام شرعی و رفتارهای اجتماعی پرداخته و ضرورت توجه به آثار تکوینی اعمال را یادآور میشوند. در نهایت، این جلسه با تبیین این نکته که زمان امری اعتباری است و حضور واقعی اعیان در مراتب هستی، حقیقتِ ادراکِ پیشدستانه را ممکن میسازد، به پایان میرسد.
تبیین رابطه علیت و تحقق معلول در نظام هستی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی کلامی پیرامون رابطه علت و معلول و نحوه تحقق حوادث در نظام هستی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای کلامی در باب ازلیت معلول آغاز شده و با بررسی جایگاه اراده الهی به عنوان حلقه اتصال میان علم و تحقق خارجی، ادامه مییابد. در این مسیر، استاد با بهرهگیری از مثالهای ملموس، تفاوت میان مراتب علم، مثال و عین را روشن کرده و به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه حوادث پیش از وقوع، در مراتب عالیتر هستی حضور دارند. همچنین، ایشان با تأکید بر لزوم دقت در انتخابها و مسئولیتهای فردی، به نقد سهلانگاریهای رایج در احکام شرعی و رفتارهای اجتماعی پرداخته و ضرورت توجه به آثار تکوینی اعمال را یادآور میشوند. در نهایت، این جلسه با تبیین این نکته که زمان امری اعتباری است و حضور واقعی اعیان در مراتب هستی، حقیقتِ ادراکِ پیشدستانه را ممکن میسازد، به پایان میرسد.
تبیین رابطه علیت و تحقق معلول در نظام هستی
13مصداق غلبۀ احساسات بر عقل
پیغمبر در مسجد نشسته بودند و رو کردند به ابابکر و گفتند که این شمشیر را بگیر و برو و آن شخصى که در بیرون مسجد هست به قتل برسان. پیغمبر که چشمش شخصى را نمىبیند! آیا مىشود؟ هرچه هم چشم یک نفر قوى باشد، از بوعلى هم قوىتر باشد که دوازدهدهم و سیزدهدهم بود که اصلاً نیست و وجود ندارد، خیلی باشد یازدهدهم است، بالأخره از دیوار به این کلفتی و آنقدرى که دیگر رد نمىشود! چشم که موج نیست بیاید پشت دیوار را ببیند. چطور پیغمبر گفتند: فلان شخص پشت دیوار هست؟! از کجا فهمیدند؟! گفتند: برو پشت دیوار هست! او رفتوآمد و گفت: یا رسول الله او داشت نماز مىخواند! آدمِ نمازخوان را که نمىکشند! حضرت فرمودند: خیلى خب. عمر تو برو! شمشیر را به او دادند و او هم رفت بیرون و دید دارد نماز مىخواند. گفت: رفتم دیدم دارد نماز مىخواند!
ببینید این غلبۀ احساسات است! این را مىگویند: غلبۀ احساسات بر عقل! پیغمبر گفته که برو بکش. آیا گفته که نمازخوان را نکش؟! آیا گفته که مصلّى را نمىشود کشت؟! آیا این را هم گفته است؟! برو این را ازبین ببر.
بعد حضرت شمشیر را به على دادند و گفتند: یا على تو برو. وقتى حضرت رفت، دید کسى نیست. آنوقت حضرت فرمودند: اگر این ازبین مىرفت دیگر بعد از من دو نفر اختلاف نمىکردند.1
این همان جریان رئیس خوارج و اینها بود که نهروان راه انداخت. این پیغمبر که الآن دارد خبر مىدهد از کجاست؟!
پیغمبر در مدینه نشسته است و دارد جنگ موته را براى مردم گزارش مىکند؛ الآن علَم در دست زید بن حارثه است بعد دست عبدالله بن جعفر است، بعد دست زید مىافتد، این افتاد و آن یکى علم را برداشت و... اینها دارند مىجنگند و یکىیکى مىافتند و شهید مىشوند.2 اینطرف پیغمبر دارد گزارش مىدهد! مثل پخش زنده است؟! آیا دیدهاید؟! فوتبال را وقتى پخش مىکنند تا صبح نگاه کردهاید؟! تا صبح فوتبال تماشا [کردهاید]؟! کلاهى سر ما رفته است که...! پخش زنده و فلان و این حرفها! توپ در دروازه مىرود و این در خانهاش کف مىزند و بالا مىپرد!
- . مسند أحمد، ج 17، ص 188.
- . الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 166؛ افق وحى، ص ٢٨٠.
