
جلسه ۷۴۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية مروری بر مطالب قبلی راجع به قضا 26/11/1432
جلسه ۷۴۳
8امّا ولی خدا، از باب رحمت و عطوفتی كه نسبت به این دارد، نمیخواهد این شخص توقف كند. میخواهد این حركت كند، میگوید ان شاءالله چشم، دعا میكنیم، در ضمن آدم باید تسلیم باشد، باید مشیت خدا غالب بیاید، آدم این كار را بكند، حالا ما هم دعا میكنیم.
من خودم در زمان مرحوم آقا یادم هست كه یك همچنین مواردی اتفاق میافتاد و وقتی كه توقع آنها انجام نمیشد، میگفتند: اگر این ولی خدا بود پس چرا این انجام نشده؟!
خودم شاهد بودم! خودم شاهد بودم موارد عدیدهای را كه كار خاصی صورت نمیگرفت و توقعات برآورده نمیشد. خب قرار نیست كه هركسی هر توقعی میكند بشود. خدا كاسه كوزهاش را جمع كند دیگر! ملائكه جمع كنند بروند دیگر!
ما بندگان خدا میگوییم این باید بشود!
این كه باید بشود، خب خدا هم میگوید: این نباید بشود!
ـ این نباید بشود!
خب خدا هم میگوید نه خیر! باید بشود!
خب پس ما به جای خدا نشستهایم! پس خدا اینجا چه كاره است؟ خدا برود پی كارش دیگر! بلند شود برود نماز شبش را بخواند! ما مینشینیم به جای خدا، این باید برود، آن باید بیاید، آن باید بنشیند، آن باید برخیزد، آن باید، باید، باید، ا ا ا! آخر كار كه میشود یكدفعه میبینیم: نباید، نباید، نباید، همچین كله میرود پایین، ابروها میرود بالا: ا چرا اینطوری شد؟ پس چرا اینطوری شد؟
چرا؟! راه را اشتباه رفتیم! مطالب را اشتباه گفتهایم، حدّ خود را نشناختهایم، پا از گلیم خود بیرون گذاشتهایم، از خط قرمز عبور كردیم! خدا هم كه ننشسته آنجا به حرفهای جنابعالی گوش بدهد عزیزم! شما هرچه اراده بكنید، بشود! نه! میگوید هرچه من اراده بكنم،
علی چه میگوید؟ أمیرالمؤمنین، او حاكم است! او خلیفه است! میرود تا آن دم آخر، آن دم آخر، نگاه میكند به اراده خدا، اراده خدا در این نیست كه در صفین پیروز شود،1 همین كه میخواهد شمشیر را بزند به كله آن آدم بیمروتِ بیپدر و مادر (عمروبن عاص) همین كه میخواهد بزند، میبیند اراده خدا میگوید: بایست!
- رجوع شود به اسرار ملکوت، ج ٣، ص ١٣٥ تا ١٤٣
