اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية مروری بر مطالب قبلی راجع به قضا 26/11/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۴۳

7
  •  آن پدر یا مادری كه در به در دنبالِ بهبودی می‌رود خب باید انسان دنبال مسئله برود. به دنبال مداوا و درمان باید برود، این‌ها همه به جای خود محفوظ؛ دعا هم باید بكند، دعا هم خب اشكال ندارد امّا به این اصرار و به این كیفیت، این خب مطلوب نیست، معلوم نیست كه برای انسان نتیجه‌ای داشته باشد!

  •  علی كلّ حال، بزرگان و اولیاء خدا برای این آمدند.

  •  در همان سال‌های اولی كه آمده بودم قم، ـ البته بعد از مراجعت از مشهد ـ مرحوم آقا به من فرمودند درس یك بنده خدایی بروم، یكی دو تا بروم، ما رفتیم یك هفته‌ای و بعد هم یك مقداری شروع كردیم به اشكال و ایراد و یك مقداری صحبت شد، ما دیدیم نه، مثل این‌كه اطرافیان خیلی خوش‌شان نمی‌آید، حالا آن بنده خدا خیلی ناراحت نبود، او بدش نمی‌آمد؛ امّا اطرافیان از این‌كه مسئله تغییر صورت پیدا كند، حالا چه بسا گاهی خب دیگر مطلبی نمی‌ماند. خلاصه رفتیم به مرحوم آقا گفتیم آقا این كه فرستادید بابا این اینطوری است! شما ما را كجا فرستادید؟!

  •  خلاصه بعدش دیگر این‌طوری بود، شروع می‌شد، این یكی می‌آمد یك تقاضایی داشت، آن یكی می‌آمد یك حاجتی داشت، آن یكی می‌آمد: ان‌شاءالله خوب می‌شود، ان‌شاءالله سه روز دیگر، آن یكی هفت روز دیگر، آن یكی فلان و این حرفها و از این بساط و این چیزها. و خب آن مراجعین از آن‌هایی كه در درس می‌آمدند بیشتر می‌آمدند! مراجعین، ارباب حاجاتی كه سری بعدی بودند به اصطلاح، یك یك هفته‌ای آنجا بودیم، گفتیم بلند شویم برویم دنبال كار خودمان كه كار اینها را خراب نكنیم.

  •  و این مسئله، مورد اشكال است. اولیاء خدا چون صلاح بندگان خدا را می‌خواهند، نمی‌توانند [اینگونه عمل كنند.] نه این‌كه به خاطر خودشان، به خاطر خود ندارد! چه بكند، چه نكند، به آن مرتبه‌ای كه باید برسد رسیده است، چون دلش می‌سوزد، چون می‌بیند فردای روز قیامت را كه همین آقایی كه حمد خوانده و شفا پیدا كرده، یا دست كشیده به سرش فرض كنید و تومورش رفته و امثال ذلك، همین روز قیامت به او می‌گوید: ای كاش نمی‌كردی! و او این" كاش نمی‌كردی" را الآن دارد می‌بیند! او كه الآن این كار را می‌كند، آن بچه‌اش هم خوب می‌شود و آن‌جا می‌ایستد دیگر. خیلی خب! بچه‌اش خوب شد، دیگر مشكلی ندارد، خیلی خوشحال، شیرینی هم می‌خرند و یك پارتی هم می‌گیرند و اطعامی می‌كنند و مسئله حل می‌شود و تبلیغ شعائر هم می‌شود! تبلیغ شعائر هم به حساب خودشان می‌شود! خیلی خب! دیگر مطلبی نیست، پس ناراحتی وجود ندارد، گذشتی دیگر در اینجا نیست، مسئله‌ای نیست.