اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية مروری بر مطالب قبلی راجع به قضا 26/11/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۴۳

2
  •  امّا عجیب این قریبی كه خدا می‌گوید، آن قریب، دور است. یعنی خدا می‌گوید إنّه قریبٌ، ولی می‌بینیم اوه اوه! هزار سال طول كشید، دو هزار سال طول كشید! امام صادق می‌فرمایند معلوم نیست شما شب بخوابید فردا ببینید كه قائم ما ظهور كرده1 هزار و چهارصد سال می‌گذرد و می‌بینیم هنوز خبری از این مسئله نیست! علی كل حال مسائل دیگر اینطوری است.

  •  خدمتتان عرض كنیم كه اگر خدا یك توفیقی داد در آن برنامه‌ای كه راجع به تلفیق بین مطالبِ عقلیه و نقلیه داریم، در آن‌جا به این مطالب ان‌شاءالله می‌پردازیم. حالا تا كی فرصت پیدا بكنیم، آن با خداست. فعلًا ضروری‌ترهایش مانده از نقطه نظر ترتیب مبانی فلسفی، و همینطور مسائل شهودی چون در آنجا كه بنده عرض كردم قصدم هم در شهود و هم در نقل و هم در عقل است.

  •  مرحوم صدرالمتألهین در این قضیه یك قدمی جلو گذاشته‌اند و انصافاً هم با توجه به مضمون روایات و احادیث از معصومین، مطالب فلسفی را به شكل قابل تأمّلی در این زمینه درآورده‌اند كه البته با مطالب شهودی تا حدودی ـ نه زیاد ـ تا حدودی ارتباط پیدا می‌كند.

  •  امّا بنده ملاحظه كردم دیدم این مطالب كافی نیست و نیاز به یك بسط بیشتری در این زمینه هست. و علی كلّ حال بایست كه انسان روی واقعیت‌ها تأمل كند و همینطور به نحو احتمال، نباید بگذرد. وقتی كه ما مطالبی از بزرگان می‌شنویم كه جای شبهه‌ای برای ما نیست، نه این مسائلی كه افراد دیگر، به طرق مختلف، از هر كشك و كشف و پشم و خواب و چرت و پرت و این‌ها بر می‌دارند به عنوان یك واقعه، مسئله را بازگو می‌كنند و كار به جایی می‌رسد كه خودتان دیدید كه بله! چطور این مسائل ملعبه سیاسیون قرار گرفت و بازیچه دست بی‌خبران از دین و دنیا، و موجب گمراهی مردم شد. این‌ها همه‌اش به خاطر راه و روش غلطی است كه گذشتگان ما به مردم ارائه دادند. اگر آن‌ها می‌فهمیدند و اینطور بند را به آب نمی‌دادند و با این مسائل برای خود یك موقعیت اعتباری و مجازی در میان مردم ایجاد نمی‌كردند، اینطور نمی‌شد كه الآن هر آدم بی‌سر و پایی بلند شود بیاید و از خودش هزار تا مزخرف دربیاورد و به آن‌ها نسبت بدهد.

    1. الغيبة للنعمانى، رضوان الله عليه، باب ٢٠، حديث ١١