اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية مروری بر مطالب قبلی راجع به قضا 26/11/1432

جلسه ۷۴۳

14
  •  و من سرگذشت و كیفیت گرفتن این عكس و این‌كه به چه صورت گرفتند و بعد چه مسائلی پیش آمد را دارم، در همان زمانی كه قبلا انجام شد، حتی آن كسی كه این كارها را كرده بود، خودش برای بنده تعریف می‌كرد. و حتی قضیه لوح سلیمان، لوح سلیمان در همان‌جا نگهداری می‌شود. و سایر مطالب دیگر، البته آن قضیه كشتی نوح در جای دیگر است. ظاهراً در روسیه است.1 ولی در آن‌جا، آثار دیگری هم هست. كه این‌ها خیلی به شدت كنترل می‌شوند و حتی تعبیری كه پاپ آورده از بعضی از این آثار، گفته كه افشاء این‌ها، مساوی با دار زدن دوباره مسیح است. كه ما با دست خودمان، مسیح را دوباره دار بزنیم. یعنی آنقدر مسائل واضح است. علی كل حال همیشه حق را می‌پوشاندند دیگر! عده‌ای می‌پوشاندند. و همیشه بوده و همین‌طور هم هست، همینطور هم هست، كه حق باید پوشیده باشد و انسان باید از حق به آن مقداری افشاء كند كه به صلاح دنیایش باشد! اگر به صلاح دنیایش نباشد، با هزار تعبیر و تاویل و توجیه و به صلاح نیست و معلوم نیست و ... بله! دیگر بهتر از من هم می‌دانید، یعنی همین حق می‌شود ناحق! با همین یك «مصلحت نیست» می‌شود ناحق! تمام شد! دروغ می‌شود حلال!، با مصلحت اندیشی! راست می‌شود خلاف! یعنی تمام! خیلی راحت با یك توجیه!

  •  مثلا همین شهید ثالثی كه الآن در قزوین هست، شهید ثالث در زمان بهائی‌ها بود، ملّا محمد تقی برغانی كه در قزوین دفن است. در قزوین یك امام جماعتی بود، امام جماعت خوبی هم بود اتفاقاً، آدم خوبی بود. ایشان نماز جمعه می‌خواند و به نماز جمعه‌اش هم افراد می‌آمدند و این شهید ثالث خیلی با این نماز جمعه مخالفت می‌كرد. همین آقای ملا محمد تقی كه به او شهید می‌گویند، شهید ثالث! شهید! چه شهیدی!! شهید اوّل و ثانی ما كجا و این كجا!

    1. رجوع شود به معاد شناسى، ج ٩، ص ١٩٧ تا ٢٠٤