اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ولایت تکوینی و نقش واسطه‌گری ائمه اطهار در تدبیر عالم هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل مفهوم قضا و قدر و جایگاه سلسله علل در تحقق حوادث آغاز می‌شود و با نقد نگاه‌های سطحی به مسئله بداء و استمرار زمانی ولایت، به این نتیجه می‌رسد که ولایت یک حقیقت واحد و غیرمتدرج است. استاد با استناد به قاعده «کلنا نور واحد»، توضیح می‌دهند که اگرچه ائمه در عالم خارج دارای تعینات شخصی و خصوصیات بشری متفاوت هستند، اما در مقام حقیقت ولایت، همگی مظهر یک اراده واحد الهی برای تدبیر عوالم ملک و ملکوت‌اند. در نهایت، ایشان با تفکیک میان مقام عبودیت و مقام ولایت، تبیین می‌کنند که چگونه مناجات‌های عاشقانه اهل‌بیت با خداوند، هیچ منافاتی با جایگاه رفیع آنان در تدبیر نظام هستی ندارد و این دو مقام در وجود مقدس ایشان به صورت هم‌زمان محقق است.

حقیقت ولایت و نقش ائمه در تدبیر عالم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ولایت تکوینی و نقش واسطه‌گری ائمه اطهار در تدبیر عالم هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل مفهوم قضا و قدر و جایگاه سلسله علل در تحقق حوادث آغاز می‌شود و با نقد نگاه‌های سطحی به مسئله بداء و استمرار زمانی ولایت، به این نتیجه می‌رسد که ولایت یک حقیقت واحد و غیرمتدرج است. استاد با استناد به قاعده «کلنا نور واحد»، توضیح می‌دهند که اگرچه ائمه در عالم خارج دارای تعینات شخصی و خصوصیات بشری متفاوت هستند، اما در مقام حقیقت ولایت، همگی مظهر یک اراده واحد الهی برای تدبیر عوالم ملک و ملکوت‌اند. در نهایت، ایشان با تفکیک میان مقام عبودیت و مقام ولایت، تبیین می‌کنند که چگونه مناجات‌های عاشقانه اهل‌بیت با خداوند، هیچ منافاتی با جایگاه رفیع آنان در تدبیر نظام هستی ندارد و این دو مقام در وجود مقدس ایشان به صورت هم‌زمان محقق است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت ولایت و نقش ائمه در تدبیر عالم

18
  • بله، این خصوصیات ظاهرى که ما الآن داریم مشاهده مى‌کنیم برای خود فرد است و در این خصوصیات سعۀ نفس و سعۀ وجودى هرکدام متفاوت و برای خودش است. طبعاً رسول خدا در مقام علیت و «اوّل ما خلقَ الله نورُ نبیک یا جابر»1 جنبۀ سعۀ وجودى بیشترى دارد، امیرالمؤمنین علیه‌السّلام، و حضرت فاطمۀ زهراء علیهاالسّلام که موجب خلقت ذرارى خودش است. لذا ائمه در مقام بقاء مى‌فرمایند که ما به مادرمان نگاه مى‌کنیم و به او توجه داریم! یعنى آن ظهور و بروز اسماء و صفات کلیه در این مظهر به‌نحوى است که همۀ ما ائمه باید در مقام بقاء به حضرت زهرا توجه و اتکاء باید داشته باشیم. پس درعین‌حال به آن ولایت کارى ندارد.

  • علت گریه و مناجات اهل بیت

  • من‌باب‌مثال شما امیرالمؤمنین را مى‌بینید که در مسجد کوفه شروع به زار زار گریه کردن می‌کند: «مَولایَ یا مَولایَ أنتَ الغَنیُّ و أنا الفَقیرُ و هَل یَرحَمُ الفَقیرَ إلاّ الغَنیُّ»2 پس ولایت او کجاست؟! کسى که ولایت دارد باید اینها را بگوید؟! بله. موازى جلو مى‌رود! «مَولایَ یا مَولایَ أنتَ الغَفورُ و أنا المُذنِبُ و هَل یَرحَمُ المُذنِبَ إلاّ الغَفور»3 حضرت چطور این را مى‌گوید؟! ولایت حضرت کجاست؟! در دعاى ابوحمزه ثمالى می‌بینید که امام سجاد علیه‌السّلام این فقرات را دارد، پس ولایت امام سجاد کجا رفت؟! اگر یک کسى بگوید که شما که یک هم‌چنین‌ مطالبى را در دعاى ابوحمزه مى‌گویید، پس چرا ما را به خودتان دعوت مى‌کنید، جواب چیست؟! شما خودتان در دعاى ابوحمزه دارید این حرف‌ها را مى‌زنید، جواب چیست؟! اگر کسى به امیرالمؤمنین علیه‌السّلام بگوید که شما که در مناجات کوفه این مطالب را مى‌گویى چطور دعوت می‌کنی که به‌دنبال اهل‌بیت پیغمبر می‌کنی؟! «مَن تَقَدَّمَها مَرَقَ و مَن تَخَلَّفَ عَنها زَهَقَ و مَن لَزِمَها لَحِق»4 این حرف‌ها دیگر چیست؟!

  • جواب این است که آن مسئلۀ ولایت مسئله‌ای است در مقام اتصال ربوبی است ولى این مسئله در مقام عبودیت است، چه منافاتى بین اینکه یک شخص در مقام عبودیت این احساس را داشته باشد ولى در آن مسئلۀ واقع، آن عمل واقع را هم انجام بدهد وجود دارد؟! لذا در همان موقعى که دارد گریه مى‌کند و مى‌گوید: «إلهى أنت الغنى و أنا الفقیر و هل یرحم الفقیر الا الغنی» در همان موقع تصرف مى‌کند! در همان موقع مثل ما فیلم بازى نمى‌کند، ما فیلم بازى مى‌کنیم! همۀ ما تئاتریم! این گریه‌هایى که از چشم امیرالمؤمنین علیه‌السّلام مى‌آید فیلم نیست! این هنرپیشه‌ها هستند که شروع به گریه کردن مى‌کنند، آدم مى‌گوید: نگاه کن، دلش مى‌سوزد! آدم مى‌خواهد به‌جاى آنها خودش گریه کند! نمى‌دانم در چشمشان پیاز مى‌چکانند یا پشت‌صحنه چه‌کار مى‌کنند! یااینکه نه اصلاً یکى ممکن است واقعاً گریه کند که او دیگر ختم و اند (end) مسئله است! بدون استفادۀ از پیاز، سیر، فلفل و سرکه عین ناودان از چشمش اشک مى‌آید و شروع به گریه کردن می‌کند! او دیگر کیست؟! او دیگر کیست؟! باید پیش اینها رفت و درس گرفت! نه نرویم خوب نیست! آدم با در این عالم و این وادى رفتن فیلم مى‌شود، یعنى شده‌ایم! آدم باید خودش را حفظ کند و آن واقعیت خودش را نگه دارد!

    1. . بحار الأنوار، ج 54، ص 170. معاد شناسى، ج ‌9، ص 452، تعلیقه:
      «روایات در این معنى به مضامین مختلفى وارد است که ”اوّل ما خَلَق اللهُ“، ماء است، و یا قلم، و یا لوح، و یا عقل، و یا نور. در مرصاد العباد ص 46 و ص 52 گوید: ”أوَّلُ ما خَلَق اللهُ العَقلُ.“ و نیز در ص 52 گوید: ”أوَّلُ ما خَلَقَ اللهُ القَلَمُ.“ و نیز در ص 37 و ص 52 و ص 403 گوید: ”أوَّلُ ما خَلَقَ اللهُ روحى“. و نیز در ص 37 و ص 133 و ص 159 گوید: ”أوَّلُ ما خَلَقَ اللهُ نورِى“.
      ولیکن استاد ما علّامه طباطبائى مدّ ظِلّه العالى نظرشان این است که از همه این روایات روشن‌تر و قوى‌تر همین کلام رسول خداست که به جابر فرمود: ”أوَّلُ ما خَلَقَ اللهُ نورُ نَبیِّکَ یا جابِرُ“.*»
      *. مهر تابان، ص 350.
    2. . بلد الأمین، ج ۱، ص ۳۱۹.
    3. . همان.
    4. . الخصال، ج ۲، ص 5۰4؛ نهج البلاغة (صبحی صالح)، ج ۱، ص ۱45.
/ 260