اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بررسی مطالب مطرح شده از سید (اول درس متفرقه) 19/11/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۴۲

7
  •  اگر پیغمبر وساطت دارد پس در اینجا أمیرالمؤمنین چه كاره است؟! اگر أمیرالمؤمنین وساطت در نزول فیض دارد، پس امام حسن در اینجا چه كاره است؟! دو نفر كه نمی‌توانند یك مسئله را دوبار تكرار كنند! و مسئله ادامه فیض باید به عنوان یك جریان مستمر باشد. تا این‌كه در این جریان مستمر، از این نقطه تا این نقطه را یكی به عهده بگیرد، از این نقطه را تا این نقطه را كس دیگری بخواهد بر عهده بگیرد. وقتی كه ما گفتیم این تحقق اراده پروردگار در عالم أعیان و خارج به اراده واحد است، دیگر در اینجا بحث استمرار نمی‌توانیم داشته باشیم. تا این‌كه به واسطه استمرار، هركدام از ائمه در زمان خودشان متصدی همان زمان خودشان باشند. آنوقت در اینجا چه می‌شود؟ یك اراده فقط در اینجا حاكم است و آن اراده هم توسط ولایت چهارده معصوم است!

  •  پس بنابراین آن واسطه بین تحقق بخشیدن قضاء كلی و تبدلش به قدر جزئی است می‌شود ولایت امام! پس آن می‌شود واحد. وقتی آن شد واحد، چهارده معصوم ظهور او هستند، نه این‌كه هركدام استمرار ...! استمرار دیگر در اینجا نیست. لذا پیغمبر أكرم می‌فرماید: کلّنا نور واحد1 معنایش همین است. یعنی همه ما یك حقیقت هستیم. یك حقیقت ولایت هستیم، یك حقیقت واسط در بین مقام واحدیت و بین ظهورات و بروزات هستیم. پس بنابراین، چه این‌كه بگوییم فرض كنید كه در ظهورات رسول خدا این وساطت را، از نظر آن جنبه سعه وجودی در اینجا به عنوان آن مبدأیت اوْلی مورد نظر است. آن نفس بالاخره چون در اینجا دخالت دارد. خودِ نفس در اینجا مسئله‌اش دخالت دارد در ظهور خارجی.

  •  چون صحبت در این است كه این نفس می‌آید و در عالم خارج اعمال می‌كند. آن واسطه اوّل عبارت از رسول خداست. واسطه اوّل یعنی همان حقیقت به عنوان جنبه سعی بودنش رسول خداست و بعد هم أئمه اطهار. آن تحقق ولایت به همان كیفیت ظهور به حسب سعه و استعداد خود ائمه هم در مقام خودشان ظهور و بروز را در عالم خارج، استمرار می‌دهند.

    1. روح مجرد، ص ٥٧٢: اين حديث را سيّد عبد الله شُبَّر در کتاب «مصابيحُ الانوار فى حلّ مُشکلاتِ الاخبار» ج ٢، طبع مطبعه علميّه نجف، ص ٣٩٩ و ٤٠٠، به حديث شماره ٢٢٦، به عنوان ما رُوىَ عنهم عليهم السّلامُ مِن قَولهم آورده است. و در توجيه معنى فقره أخيره گويد: چون از ايشان روايت است که چون خداوند به آنها پسرى ميداد، او را محمّد مى‌ناميدند و پس از هفت روز اگر ميخواستند آنرا تغيير ميدادند. و أيضاً گفته شده است که ايشان به اعتبار نوع نور و ولايت مطلقه، و ردّ بسوى آنها، و افاضه از آنان، و احتياج مردم در ابتدا و انتها به ايشان، و وجوب اطاعت و غير ذلک؛ مثل محمّدند، بلکه محمّدند. لا نُفَرِّقُ بَينَ أحَدٍ مِنهم و نحنُ له مُسلمون